غصه داشت مونس و همدلی را میطلبید تا به حرفهایش گوش دهد، بیآنکه برایش نسخهای بپیچد. خیلی دلش تنگ شده بود.
هر وقت دلش هوای خواهرش را میکرد، گویی با هم تلهپاتی دارند یا دو قلو باشند، فورا یا خواهرش زنگ میزد و با هم حال و احوال میکردن یا هنوز ذهنش درگیر بود که خواهرش از راه میرسید و با هم میخندیدند و همدیگر را بغل میکردند و میگفت: «چقدر حلال زاده هستی، داشتم به تو فکر میکردم که از راه رسیدی.»
اما این بار با دفعات قبل خیلی فرق داشت، دیگر خبری از آمدن خواهر نبود، بخاطر همین خیلی دلتنگ او بود. یک سالی میشد که خواهر عزیزش بههمراه خانواده به شهر دیگری نقل مکان کرده بودند و تا محل زندگیاش کیلومترها فاصله داشت.
چند بار گوشی را برداشت که به او تلفن بزند و از حال بدی که داشت برایش بگوید اما دلش نیامد و با خود گفت: «نه گناه دارد دل نگران میشود. بیخود ذهناش را درگیر مسائل خودم نکنم.»
از قضا یک دوستی داشت که مثل خواهرش مهربان، سنگ صبور و همدل بود. در همین اثنایی که دو به شک بود که چکار کند دوستش به دیدنش آمد. از خوشحالی بال درآورده بود و گویی مثل آبی که بر آتشی ریخته شود تمام آن حال و احوال بد به یکباره رخت بربست و رفت و خیلی سرحال و قبراق کنار دوستش نشست.
چای تازه دم را در فنجانهای گل قرمزی یادگار مادرش ریخت و با کلوچههای فومنی شروع کردند به نوشیدن و از هر دری سخنی گل بگو و گل بشنو.
بله عزیزان، داشتن دوست خوب حتی از خانواده به آدم نزدیکتر است و حضورش را باید قدر دانست. همینکه او را در کنار خود ببینی و احساس کنی که پشت و پناهت هست، دلت به وجودش قرص میشود و مطمئن میشوی که تنها نیستی، هر موقع احتیاج داشته باشی کنارت است.
دوستی که به حرفهایت خوب گوش میدهد، تو را میفهمد و بدون اینکه راهکاری به تو ارائه دهد بادقت به صحبتهایت گوش میدهد و خودت و احساست را تایید میکند. در واقع یک دوست خوب، یک جفت گوش شنواست و یک دل که با تو همدلی و همدردی میکند.
برخی افراد برعکس هستند، اولا هنوز صحبتت تمام نشده فورا وسط حرفت میپرند و به جای اینکه درد شما را کم کنند، درد دل خودشان را میگذارند روی دردهای دل شما و حجم آنها را بیشتر میکنند.
عادت بد دیگری که دارند این است که خیلی عجولانه میخواهند تو را سرزنش کنند و بگویند که اینکار را انجام بده یا انجام نده. غافل از اینکه خود شخص میداند که بهترین راه حل مشکلش چیست فقط در آن لحظه که حالش خوب نیست نیاز به همدلی دارد. کسی که همدمش شود و مرحمی باشد بر روی زخمهایش نه اینکه بیشتر روی آن نمک بریزد.
همیشه استاد شاهین کلانتری در جلسات آموزشی نظم شخصی و کار خلاقانه بر این نکته تاکید داشتند: «سعی کنید همیشه شنونده خوبی باشید، خوب گوش کردن را بیاموزید. همچنین تاییدکنندهی خوبی هم باشید و به شخص بفهمانید که او را فهمیدهاید و درکش میکنید.»
این کار در برقراری ارتباط درست و دوستانه بسیار حائز اهمیت است.
همانطور که در «مثنوی معنوی» مولانا آورده شده است:
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگرست
«همدلی از همزبانی بهترست»
پس بیایید سعی کنیم همیشه، دوستان وفادار و همدلی برای هم باشیم.
2 پاسخ
خیلی عالی بود
ممنون از شما