همدلی

دلش تنگ شده بود، غصه داشت و همدم و مونسی را می طلبید تا به حرفهایش گوش دهد، بی آنکه برایش نسخه ای بپیچد.

هر وقت دلش هوای خواهرش را می کرد، گویی با هم تله پاتی داشته باشند یا دو قلو، فورا یا زنگ می زد و حال و احوال می کردند یا هنوز ذهن اش درگیر بود که خواهرش از راه می رسید و با هم می خندیدند و همدیگر را بغل می کردند که چقدر حلال زاده است در حالی که به او فکر می کرده است، بهترین مونس اش از راه رسید.

اما این بار با دفعات قبل خیلی فرق داشت، دیگر خبری از آمدن خواهر نبود، بخاطر همین خیلی دلتنگ اش بود. آخر یک سالی می شد که خواهر عزیزش با خانواده اش به شهر دیگری نقل مکان کرده بودند و با جایی که او بود کیلومترها فاصله داشت.

چند بار گوشی را برداشت که به او زنگ بزند و از حال بدش برایش بگوید اما خودداری کرد و با خود گفت: نه گناه دارد دل نگران می شود. بیخود ذهن اش را درگیر مسائل خودم نکنم.

از قضا یک دوستی داشت که مثل خواهرش مهربان، سنگ صبور و همدل بود. در همین اثنایی که دو به شک بود که چکار کند دوستش به دیدنش آمد. از خوشحالی بال درآورده بود و گویی مثل آبی که بر آتشی ریخته شود تمام آن حال و احوال بد به یکباره رخت بربست و رفت و خیلی سرحال و قبراق نشست در کنار دوستش.

چای تازه دم را در فنجان های گل قرمزی یادگار مادرش ریخت و با کلوچه های فومنی شروع کردن به نوشیدن و از هر دری سخنی گل بگو و گل بشنو.

گاهی اوقات داشتن دوستان خوب حتی از خانواده به آدم نزدیک تر هستند و حضورشان را باید قدر دانست. همینکه آنها را در کنارت ببینی یا احساس کنی که پشت و پناه ات هستند دلت قرص میشود که تنها نیستی، هر موقع احتیاج داشته باشی کنارت هستند.

دوستی که خوب به حرف هایت گوش می دهد، تو را می فهمد و بدون اینکه راه کاری به تو ارائه دهد بادقت به حرف هایت گوش می دهد و تو را و احساست را تایید می کند. در واقع یک دوست خوب، یک جفت گوش شنواست و یک دل که با تو همدلی و همدردی می کند.

برخی افراد برعکس هستند، اولا هنوز تو حرفت تمام نشده فورا توی حرفت می پرند و درد دل خودشان را می گذارند روی دردهای دل شما و حجم آنها را بیشتر می کند بجای اینکه درد شما را کم کند. عادت بد دیگری که دارند این است که خیلی عجولانه می خواهند تو را سرزنش کنند و بگویند که اینکار را انجام بده یا نده. غافل از اینکه خود شخص می داند که بهترین راه حل مشکل اش چیست فقط در آن لحظه که حالش خوب نیست نیاز به یک همدم و همدل دارد که مرحمی باشد بر روی زخم اش نه اینکه بیشتر نمک بریزد.

بقول استاد شاهین کلانتری که در جلسات آموزشی نظم شخصی و کار خلاقانه تاکید بر این قضیه داشتند که سعی کنید علاوه بر اینکه شنونده خوبی باشید و خوب گوش کردن را می آموزید، بلکه تایید کننده خوبی هم باشید و به شخص بفهمانید که او را فهمیده اید و درک اش می کنید.

این کار در برقراری ارتباط درست و دوستانه بسیار حائز اهمیت است.

همانطور که در “مثنوی معنوی” مولانا آورده شده است:

ای بسا هندو و ترک همزبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگرست

“همدلی از همزبانی بهترست”

 

پس سعی کنیم همیشه، دوستان وفادار و همدلی برای هم باشیم.

به اشتراک بگذارید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on twitter
Share on telegram
Share on linkedin
پست های مرتبط

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.