حتما شما هم این جمله را از زبان برخی از افراد شنیده اید که می گویند:

“ما بدون دعوت خانه کسی نمی رویم”.

کسی نیست بگوید خدا آمرزیده خب ، اکثر مردم این چنین هستند. اما تفاوت هست بین واژه دعوت کردن و هماهنگی کردن برای رفتن به خانه کسی.

از قدیم گفتند : آدم روی باز می رود خونه کسی، نه در باز.  تا کسی با آغوش باز و روی گشاده،  پذیرای میزبانی کسی نباشد مسلما رفتن به خانه آن شخص خوشایند نخواهد بود.

وقتی کسی را دعوت می کنیم بدین معنی است که من خوشحالم که قرار است میزبان شما باشم و از قبل تدارکی می بینم ولی گاهی بدور از هر گونه تعارف و تدارکی تنها جهت اینکه برنامه خاصی نداشته باشد یا در منزل حضور داشته باشد با شخص موردنظرهماهنگ می کنیم و به دیدن اقوام یا دوستان خود می رویم.

اگر شخص بدون تکلف باشد و برنامه ای نداشته باشد خیلی راحت می پذیرد و میزبان شما خواهد بود.

سال های گذشته عادت داشتیم هر هفته یا برویم خانه عمه و دایی و عمو بصرف ناهار یا شام یا برعکس همه می آمدند خانه ما چقدر خوش می گذشت اما کم کم روزگار عوض شد بچه ها که بزرگ تر شدند هر کسی دنبال برنامه خودش رفت حالا هم که این ویروس کرونا باعث شده که حتی با افراد نزدیک تر خانواده مثل خواهر و برادر هم رفت و آمد چندانی نداشته باشیم یا اگر هم داشته باشیم با رعایت فاصله اجتماعی و پروتکل های بهداشتی .

گاهی بد نیست بخاطر اینکه دل کسی را بدست آوریم یا حال خودمان را با دیدن دوستی خوب کنیم ، با هماهنگی قبلی با عزیزانمان برنامه ی دید و بازدید داشته باشیم.

امروز عبارتی شنیدم که خیلی به دلم نشست: “کتری را بگذار دارم میام” وقتی این جمله را بزبان بیاوریم، معانی بسیار قشنگی ازاین جمله عیان می شود که می تواند دلنشین باشد. مفاهیمی که می توان برداشت نمود شامل:

خیلی دلم برات تنگ شده، کمی با هم گپ بزنیم، از تنهایی در بیایم، دوستت دارم و می تونی راحت با من درد و دل کنی و …

اصولا از مهمانی های ساده و بدور از تشریفات خیلی خوشم می آید چون هم میزبان و هم مهمان احساس صمیمت بیشتری با هم خواهند داشت و بدین ترتیب دیدارها در زمان های نزدیک تر اتفاق خواهد افتاد اما اگر بخواهیم تشریفاتی قائل باشیم مسلما فاصله ها بیشتر می شوند و دیدارها کمرنگ تر می شوند.

پس بیاییم با رعایت حقوق میزبان و مهمان در نهایت ادب و وارستگی با هماهنگی قبلی نسبت به دیدار همدیگر اهتمام ورزیم و به قول قدیمی ها صله ارحام را بجا بیاوریم.

قبلا که کرونا نبود دیدارها بیشتر بود. به امید روزی که بتوانیم مثل گذشته فارغ از هر گونه ترس و وحشت از برقراری ارتباط دور هم جمع شویم و از احوال همدیگر مطلع شویم و بتوانیم روابط خود را مستحکم تر نماییم.

شاعر گرانقدر فریدون مشیری چه زیبا سروده است :

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست،
کنج هر دیوارش
دوست‌هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو…؛

هر کسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند.

شرط وارد گشتن
شست و شوی دل‌هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
«خانه دوست کجاست؟»