خدایا شکر! آخر هفته رسید و می توانم تلاقی این یک هفته کاری سخت را در بیاورم و حسابی استراحت کنم.

شاید بیشتر روز را بخوابم، یا نه، شاید به دیدن مامان بروم. البته که کرونای لعنتی دمار از روزگار همه درآورده است .

نمی دانم بروم به دیدن مادر یا رعایت حالش را بکنم؟ اگر بروم ممکن است برایش دردسر ببرم و خدای ناکرده مریض شود هر چه باشد، من ناقل این قاتل باشم. اگر نروم باز از دستم دلخور می شود که چرا نیامدی؟ چرا به من سر نمی زنی؟ نمی دانم چکار کنم مانده ام سر دو راهی.

امروز چهارشنبه قشنگه است. به امید خدا فردا تصمیم می گیرم که چه کنم.

این دو روز تعطیلی (پنجشنبه و جمعه) هم مثل برق و باد گذشت و جمعه شب فرا رسید.

کارمند: ای وای  چه زود گذشت؟ فردا دوباره “روز از نو روزی از نو” شنبه است و باید ۷ صبح از خانه بیرون بروم و توی ترافیک و دود و دم از همه بدتر اینکه از ترس مبتلا شدن به کرونا مجبوریم ماسک و کوفت و زهر مار هم بزنیم، اووووف!

خسته شدم کی بشود که بازنشسته شوم و از اینهمه گرفتاری رهایی پیدا کنم. هر روز کار تکراری، مرخصی هم که نمی دهند فقط از آدم کار بیگاری می کشند.

باید به فکر چاره ای باشم. کسب و کاری برای خودم راه بیاندازم تا از این زندگی کارمندی رهایی پیدا کنم. اما چطوری؟

باید مصمم باشم تا بتوانم راه حل درستی پیدا کنم، دیگر کافی است تمام عمر خود را برای منفعت دیگران کار کردم . نه حالا باید به فکر خودم باشم . نیاز به یک برنامه ریزی صحیح دارم و اگرلازم باشد از یک شخص کارکشته و دانا مشورت بگیرم تا بدرستی راهنمایی شوم. نباید زمان را از دست بدهم.

با کمی گشت و گذار در سایت ها و شبکه های اجتماعی با مدرسه نویسندگی شاهین کلانتری آشنا می شود و خدا را شاکر از اینکه به این راحتی توانسته به آرزوی چندین ساله خود جامه عمل بپوشاند. با پیگیری برنامه های آموزشی و ثبت نام در دوره های آنلاین نویسندگی عملا وارد ورطه ای می شود که همیشه در حسرت اش بود.

حالا باید تلاش کند تا بتواند برای خودش کسب و کاری راه بیاندازد و بقول استاد “برند شخصی خودش” را داشته باشد.

باید مدام مطالعه کند تا بتواند محتوایی تولید کند ارزشمند و مفید. حالا توانسته سایت شخصی خود را راه اندازی کند و با همکاری و تشویق هم رده های خود روزانه مطلب منتشر نماید .

همچنین در تلاش است تا بتواند اولین کتاب خود را آماده چاپ نماید. چرا که این کار مقدمه ای خواهد بود برای رواج و رونق گرفتن کسب و کار خودش.

آری نویسندگی، کاری است شیرین که نیاز به تمرین روزانه نوشتن دارد و باید مراقب بود تا این شوق و اشتیاق سوزان مداومت داشته باشد.

 

به نقل از ناپلئون هیل:

فرد باید ویژگی های برنده شدن را داشته باشد که همانا عبارتند از :

قطعیت هدف، شناخت این که فرد چه می خواهد، و میل آتشین برای داشتن آن.

 

لازمه موفق شدن در هر کاری ، خواستن با تمام وجود و تلاش برای رسیدن به آن هدف می باشد.

 

توماس واتسون، مؤسس آی –بی ام  هم می گوید:

چیزی در دنیا جای مداومت و پشتکار را نمی گیرد.

استعداد جای مداومت را پر نمی کند،

دنیا پر از انسانهای با استعداد شکست خورده است.

نبوغ جای مداومت را نمی گیرد،

بسیاری از نوابغ شکست می خورند.

تحصیلات جای مداومت را پر نمی کند.

دنیا پر از ناکامهای تحصیل کرده است،

مداومت و عزم و اراده از هر عاملی قدرتمندتر هستند.