هنگامی که تصمیمی می گیریم که کاری را انجام دهیم، افکار مزاحم زیادی به ذهن مان خطور می کند و به عبارتی ممکن است موانع و سد معبرهایی برایمان ایجاد کنند که نتوانیم به درستی در مورد آن تصمیم خود، فکر کنیم و به نتیجه صحیح دست یابیم.

مدام در فکر هستیم، واگویه داریم، به این در و آن در می زنیم تا اینکه روزی با یک جرقه کوچک، باروت درونمان شعله ور شود و بدون هیچ گونه معطلی و دست و پا زدنی تصمیم خود را عملی می نماییم و بقولی جامه عمل به آن می پوشانیم.

به عقیده من ، همیشه راهی وجود دارد تا بتوانیم با دنبال کردن صحیح آن راه، به هدف اصلی خود برسیم. داشتن انگیزه در مسیریابی و هدفمند بودن ما بسیار مفید خواهد بود.

به قول نویسنده کتاب “نقشه های شیطانی”، هیو مک لیود :

تا وقتی که انگیزه داشته باشید، زندگی تان هدر نمی رود.

داشتن هدف، برنامه ریزی صحیح و همت و تلاش مداوم باعث می شود که مصمم تر بدنبال علائق و آرزوهای خود برویم و با انگیزه بیشتر و ابداع نقشه های شیطانی، دست به کاری بزنیم که مؤثر و ماندگار باشد. البته در این راه دشواری های فراوانی وجود دارد و به مصداق شعار معروف ” یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت” بدور از هرگونه ترس و واهمه ای همه موانع را پشت سر گذاشته و بهترین تغییر را در زندگی خود ایجاد می کنیم.

داشتن انگیزه ، شور و اشتیاق فراوان لازم دارد. باید کاری را که دوست داریم عاشقانه برای بدست آوردنش تلاش کنیم.

خاطرم هست زمانی که شاغل بودم همیشه حسرت می خوردم که کاش این همه مهارت و توانایی و تلاش را برای کار خودم بکار می بردم و بقولی کسب و کار شخصی خودم را داشتم اما متاسفانه ۲۱ سال به همین منوال گذشت و همیشه آرزو می کردم که کاری برای خودم انجام دهم.

کاری برای دل خودم، اثری خلق کنم که ماندگار باشد تا اینکه تصمیم قاطع گرفتم که دیگر کار کارمندی را خاتمه دهم و خود را پیش از موعد بازنشسته نمودم و توانستم به سرزمین آرزوی دیرینه ام  که همانا “نویسندگی” است قدم بگذارم.

خوشحالم چون در این راه تنها نیستم، دوستانی را یافته ام که هم سو با من هستند. همه دغدغه مرا دارند. کسانی را یافته ام که در این مسیر مثل خود من، با فکر عمل می کنند، زندگی را با انجام کاری که دوست دارند می گذرانند و با وجود مشکلات، به کاری مشغول هستند که برایش به دنیا آمده اند. این هنر در وجودشان از ازل بوده و کاری را می کنند که با ارزش است و برایشان بعنوان یک اثر هنری ، ماندگاری دارد با شور و شوق فراوان آنرا انجام می دهند و همین انگیزه خوبی است برای ادامه دادن.

دوستانی هدفمند که با به اشتراک گذاشتن خلاقیت های خود و نوشته های پر محتوا باعث دلگرمی، حمایت و تشویق یکدیگر شده و هر کدام علاوه بر تلاش برای رشد شخصی خود باعث پیشرفت و رشد همگروهی خود می شوند.

یک نویسنده بعنوان یک هنرمند، همانند سایر هنرمندان دیگر مثل نقاش، طراح، گرافیست و … با خلق اثر خود به نوعی آفریننده محسوب می شود و از آنچه که بوجود آورده همچون یک مادر با دلسوزی فراوان از آن نگهداری می کند.

از آنجایی که ماهیت یک اثر هنری این است که می بایست جایی عرضه شود، بنابراین باید نهایت تلاش را کرد تا کاری که نوشته و خلق می شود پرمحتوا باشد تا برای مخاطب مفید بوده و به عبارتی مشتری پسند باشد.

به عقیده من بهترین بهانه برای داشتن انگیزه قوی می تواند این باشد که کاری را با تمرکز و دقت فراوان انجام دهی تا بتوانی بخوبی آنرا معرفی و عرضه نمایی.

برای اینکه بتوانیم هر روز مصمم تر و با اشتیاق فراوان به کارمان ادامه دهیم و با انرژی بیشتر و انگیزه قوی پیش برویم لازم است که همواره اقداماتی را مدنظر داشته باشیم و به آنها توجه کافی نماییم تا خدای ناکرده در این راه دلسرد، ناامید و بی انگیزه نشویم.

برای مثال یکی از مواردی که برای تثبیت عادت نوشتن روزانه و به روزرسانی مطالب سایت بسیار مؤثر بوده است، ایجاد چالش نوشتن بوده که بطور مرتب و روزانه بتوانیم بدور از هر گونه کمال طلبی مطلبی در سایت منتشر نماییم که این چالش می تواند یک ماهه یا سه ماهه باشد.

مورد دیگری که می تواند در تقویت انگیزه ما برای ادامه کار نوشتن مفید باشد همکاری و ایجاد حس رقابت بین هم گروهی ها و افرادی است که مثل ما دغدغه نوشتن دارند. در همین دوره نویسندگی برخی از دوستان که مدت بیشتری است که در زمینه نویسندگی فعالیت دارند و بعبارتی چند تا پیراهن بیشتر از بقیه پاره کرده اند، گروه های کوچک تری تشکیل می دهند و ضمن همکاری و رفع مشکلات احتمالی در امر نویسندگی، به تشویق و حمایت دوستان نویسنده نوقلم همت گماشته اند و این کار باعث می شود ضمن اینکه در زمینه یک هدف مشترک به سایرین کمک رسانی می نمایند ، حس رضایت بیشتری در وجودشان شکل می گیرد و باعث رشد و پیشرفت بهترشان می شود.

 

همان ظور که قبلا هم اشاره شد، داشتن انرژی و انگیزه قوی برای پیشرفت در زندگی حائز اهمیت است اما در صورتی که هدف و آرزویی نداشته باشیم مسلما هیچ تلاشی در جهت بهبود شرایط زندگی نخواهیم داشت.

بنابراین برای اینکه هدفمند باشیم تا بتوانیم با اشتیاق فراوان و شور و شوق زیاد و با انگیزه قوی قدم برداریم اقدامات ذیل را انجام دهیم:

اهداف و آرزوهایمان را روزانه بنویسیم،

به آنها فکر کنیم،

آنها را دنبال کنیم،

بطور مرتب آنها را به خودمان یادآوری نماییم،

حتی می توانیم بصورت یادداشت های کوچک آنها را به در و دیوار اتاق بچسبانیم که جلو چشممان باشند ، روزانه آنها را مرور نماییم و به آرزوهایمان پر و بال بدهیم،

توصیف شان کنیم چون این کار باعث می شود اهداف مان بصورت برنامه ریزی شده در ضمیر ناخودآگاه مان تثبیت شوند و در زمان معینی در زندگی مان به وقوع بپیوندند.

داشتن امید در زندگی بسیار اهمیت دارد چون انسان به امید زنده است و بخاطر همان است که می تواند طرح و نقشه برنامه ریزی شده در جهت حرکت رو به جلو داشته باشد تا موفق شود.

با خودشناسی صحیح بتوانیم خود را بهتر بشناسیم . در صورتی که نسبت به استعدادها و مهارت های خود شناخت کافی داشته باشیم خیلی بهتر می توانیم براساس آن استعدادها ، آرزوها و امیال خود را شناسایی و تعیین کنیم و با امیدواری در مسیر رسیدن به آن اهداف حرکت نماییم.

با توجه به ارزشی که برای خود قائل هستیم و از آنجایی که می دانیم این زندگی از آن ماست، بنابراین کمر همت بسته و از هم اکنون شروع می کنیم و بدنبال رویاها و آرزوهای خود می رویم و با انرژی و با انگیزه کافی به تلاش خود ادامه می دهیم.

سعی کنیم با هر شکستی ناامید نشویم، دلسرد نشویم بلکه با تلاش مداوم و مستمر خود روزانه بدنبال خلق ایده های جدید و تازه باشیم.  چرا که این ایده های نو همچون یک محرک و به مانند یک موتور سوخت رسان عمل نموده و بسیار قدرتمند باعث ادامه حرکت ما در مسیر موفقیت خواهند بود.