یکی از مهمترین عوامل احساس ناخشنودی و ناخوشایندی در انسانها، احساس رنجش است. هنگامی که براثر رفتار نامتناسب دیگران دچار زخم غرور می شویم و یا به خاطر داشتن توقع نابجای خود و برآورده نشدن آن دچار بحران روحی و ناراحتی می شویم و خیلی زود عکس العمل نشان داده و موجبات کدورت و کینه توزی را فراهم می نماییم.

گاهی اوقات یک رنجش بدلیل یک دلخوری خیلی ساده پیش می آید و چنانچه آنرا مهم تلقی ننماییم و نسبت به رفع آن اقدامی عملی انجام ندهیم به مرور زمان این رنجش های کوچک در نهان خانه وجودمان لانه کرده و مثل یک دمل چرکی بطور ناگهانی سر باز کرده و آن هنگام است که شخص کنترل خود را از دست داده و مثل آتشفشان از کوره در می رود و دچار خشم زیاد و طوفان رفتاری می شود و به عبارتی رنجیده خاطر شده و متأسفانه بخاطر خشم زیاد نمی تواند روابط درستی با خود و دیگران داشته باشد.

در ذیل به بررسی برخی از عواملی که باعث بروز رنجش در فرد می شود اشاره می نمایم:

زمانی که در مقابل خواسته مان کلمه “نه” را بشنویم یا در مواقعی که باید حرفی بزنیم ولی سکوت می کنیم و به عبارتی حرفمان را قورت می دهیم و کلمه ای بر زبان نمی آوریم ، اما بعد ناراحت می شویم و خود را سرزنش می کنیم که چرا به موقع نتوانسته ام حرفم را بزنم.

گاهی توقعات بی جا از خود و دیگران باعث رنجش ما میشود. بعنوان مثال توقع داریم همه مثل ما فکر کنند، ما را بفهمند و نیازهای ما را بدانند و آنها را به موقع مرتفع نمایند.

همچنین ممکن است میل خود را حق خود بدانیم و دیگران را مقصر بدانیم یا برچسب های خود را به دیگران نسبت بدهیم، حتی ممکن است بخاطر تضادهای درونی حل نشده خود خیلی زود برنجیم یا بعنوان مثال بخاطر آزار حقارت که ممکن است ریشه در گدشته یا دوران کودکی ما داشته باشد و شخص خود را حقیر و کوچک می بیند و با احساس خود کم بینی همیشه دچار سوء تفاهم شده و ناراحت و رنجیده شود.

حتی ممکن است در مقام انتقاد قرار بگیریم و چون خود را محق می دانیم و ظرفیت و تحمل کافی برای شنیدن نقد دیگران را نداریم خیلی سریع واکنش نشان داده و ناراحت می شویم.

در صورتی که این ناراحتی و رنجش ها بدرستی شناسایی و بررسی نشوند و بدنبال رفع آنها نباشیم ، عوارض خطرناکی در پی خواهد داشت که جبران آن بسیار دشوار خواهد بود.

عوارضی همچون عوارض “روان _تنی” ، عوارض “ذهنی _ روانی” و همچنین “عدم توانایی در برقراری روابط درست انسانی .”

برای مطالعه بیشتر فصل دهم کتاب الکترونیکی “پیش بسوی خودیاری” مبحث رنجش زدایی را مطالعه فرمایید.

همانطور که می دانید تمرین های خودشناسی بر پایه سه اصل مهم شناخت _ قبول و تمرین استوار هستند.

با تمرین خوب رنجش زدایی می توانیم بخوبی نسبت به وجود علل رنجش و هر آنچه که باعث ناراحتی ما شده است پی ببریم و با قبول آنها اقدام به تمرین عملی نماییم تا ریشه آن رنج ها و کدورت ها که باعث ناراحتی و مکدر شدن روابط مان شده اند را از بین ببریم. مسلما کار راحتی نیست اما هیچ کاری نشد ندارد و با تمرین صحیح و مداوم انجام خواهد شد.

روش عملی تمرین رنجش زدایی

ابتدا لیستی از همه مواردی که باعث رنجیده شدن تان شده است تهیه نمایید. از آنجایی که معمولا افراد از نزدیکان خود بیشتر رنجیده خاطر می شوند، سعی کنید تمرین رنجش زدایی را از افراد غریبه تر و دورتر شروع کنید و ممکن است میزان رنجش تان از آنها کمتر باشد و راحت تر می توانید آنرا حل کنید.

شرح کاملی از آنچه که اتفاق افتاده و باعث رنجوری شما شده است بنویسید.

از خود بپرسید: چه چیزی اتفاق افتاده که باعث رنجیدن من شده است؟

سهم من در ایجاد این رنجش چیست؟

بعنوان نمونه، آیا من ندانسته به غرور آن شخص لطمه زده ام؟ یا توقع بی جایی داشته ام؟

گاهی اوقات واقعا ما سهمی در ایجاد آن رنجش نداریم و مقصر نیستیم. برای مثال ممکن است ما شخص موفقی باشیم و نسبت به دیگران برتری داریم و این باعث شده که شخص نسبت به ما احساس حسادت کند و این خود می تواند عامل بروز رنجش شود.

در این صورت می توانیم از خود بپرسیم: آن شخص چه مشکلی دارد؟ که برتری من باعث بروز حسادت شخص شده و او را ناراحت کرده است؟ با این پرسش می توانیم علت یابی نماییم. در واقع خودمان را می توانیم جای او بگذاریم و اصطلاحا با کفش های او راه برویم. بدین ترتیب آن شخص را راحت تر می فهمیم و درک اش می کنیم.

بعد از اینکه او را درک کردیم و علت رنجش اش را فهمیدیم، حالا وقت آن رسیده که یک نامه عذرخواهی از طرف آن شخص برای خودمان بنویسیم خیلی منصفانه دلایل بروز آن رنجش را بنویسیم و در آن نامه مجددا از خود بپرسیم: حالا چرا من اینقدر ناراحت شدم؟ مشکل من چیست؟

شاید من شخصی هستم که بخاطر عصبیت خودم ناراحت شده ام مثلا تأیید طلب هستم یعنی همیشه منتظرم تا دیگران حرف و کار و رفتار مرا تأیید کنند در غیر اینصورت فورا ناراحت می شوم و می رنجم.

یا سلطه جو هستم و همیشه حرف ، حرف من است و هیچکس نباید روی حرف من حرفی بزند در غیر اینصورت باز هم می رنجم.

حتی ممکن است هیچ گونه آگاهی و شناختی بر نقاط ضعف خودم ندارم و بیخودی بدون دانستن علت بداخلاقی می کنم و خیلی زود هم ناراحت شوم.

گاهی اوقات افکار منفی که در سر دارم یا باورهای غلط خودم باعث ایجاد رنجش می شود.

در نهایت با این پرسش می توانیم پی ببریم که علت بروز این رنجش چه بوده است؟

در مسیر این تمرین موانعی هم وجود دارد که ممکن است به نظر کمی تمرین را برایمان دشوار نمایند. در ذیل برخی از این موانع را بررسی می نماییم:

غرورهای عصبی که باعث بروز کمال طلبی، مهرطلبی یا برتری طلبی درافراد می شود. تابوی دیدن رنجش ها ، تضادهای درونی، ترس از مبارزه کردن ، وابستگی های عاطفی چون شخص می ترسد که روابط اش از بین برود، اینکه میل خود را حق خود بدانیم و موارد دیگرو

همانطور که قبلا هم گفته شده، همه تمرین های خودشناسی نیاز به تلاش و بررسی دارند که با شناخت و آگاهی یافتن بر موارد و قبول نواقص موجود بین طرفین و همچنین با تمرین صحیح و مداوم ، قابل حل می باشند.

بقول استاد خواجه نوری :

به غیر آنچه نمودی نمی توانستی

کنون ببین به علاجش چکار بایستی

پس به منظور داشتن یک زندگی سالم و همچنین برقراری بهتر روابط درست انسانی لازم است سخن “زرتشت بزرگ” را که می فرماید:

” کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک”

آویزه گوش خود نماییم.

 

فوائد تمرین رنجش زدایی

با تمرین رنجش زدایی می توانیم به نقاط ضعف خود پی ببریم و در واقع از این طریق شناخت عمیق تری نسبت به خود پیدا می کنیم.

بر غرورهای کاذب و تضادها درونی خود واقف می شویم.

باورهای غلط خودمان را می بینیم و سعی می کنیم در جهت بهبود خود و اصلاح آن باروها تلاش نماییم.

با تمرین خوب رنجش زدایی روابط مان با دیگران بهبود پیدا می کند و بیشتر در برقراری روابط دوستانه و داد و ستد مهر و دوستی تلاش می کنیم.

هر چه رنجش ما کمتر باشد احساس خوشبختی بیشتری خواهیم کرد.

با این تمرین به شخص قوی تری تبدیل می شویم و کمتر دچار ناراحتی می شویم.

وقتی سهم خودمان را هم ببینیم ، درک همدلانه تری پیدا می کنیم و از خودخواهی های ما کاسته می شود.

به اشتباهات خود پی می بریم و در واقع با اقرار به آنها به نوعی غرور زدایی هم می کنیم.

با این کار علاوه بر اینکه آدم با شهامتی می شویم دیگران هم نسبت به ما بیشتر حس اعتماد خواهند داشت.

کلا با رنجش زدایی سازگاری ما بیشتر می شود و رابطه بهتری حتی با خود خواهیم داشت و احساس خوشایند و خوشنودی بیشتری خواهیم داشت.

 

به امید اینکه هیچ رنجی بر دلی نباشد و روز به روز در صلح و آرامش و در جهت

رشد و آگاهی همدیگر قدم برداریم.