اندرزهای المور لئونارد به نویسندگان:

 

کتاب را هرگز با شرح و توصیف هوا، شروع نکنید.

این کار حوصله خواننده را سر می برد.

 

از مقدمه چینی پرهیز کنید،

بخصوص اگر داستان شما یک پیشگفتار هم داشته باشد.

 

در نقل گفتارها هیچ فعلی غیر از “گفت” به کار نبرید.

چون جمله گفتاری مال شخصیت شماست، اما فعل مال نویسنده است که بهتر است هر چه کمتر در داستان دخالت داشته باشد.

“گفت” مختصرترین و بی طرفانه ترین فعل است.

از افعالی مثل غرید، زمزمه کرد، نالید، فریاد زد و غیره خودداری کنید.

 

به دنبال فعل “گفت” هرگز یک قید به کار نبرید که مثلا “بلند” یا “آهسته” گفت.

این چیزها کاملا اشتباه است.

چون نشانه دخالت نویسنده است که خود را وسط میدان می اندازد و ذهن خواننده را منحرف می کند و ریتم گفت و گو را به هم می ریزد.

 

از به کار بردن علامت تعجب یا تأکید (!) خودداری کنید.

اصلا قشنگ نیست.

 

در استفاده از لهجه ها و گویش ها افراط نکنید.

چون باز هم ذهن خواننده را به انحراف می کشید.

 

در توصیف شکل و قیافه شخصیت های داستان زیادی وارد جزئیات نشوید.

همینگوی اصلا ظاهر آدم ها را وصف نمی کند و قید و صفت به کار نمی برد.

اما با چنان مهارتی آنها را نشان می دهد که خواننده خود به خود آنها را در برابر خود می بیند.

همیشه دلم می خواست مثل او بنویسم، تا این که یک روز کشف کردم که در کار او طنز و شوخی وجود ندارد.

 

از صحنه ها و اشیا توصیف های مفصل و پیچیده ارائه ندهید.

این کار ذهن خواننده را خسته می کند.