در عنفوان کودکی ، دستگاهی روی دیوار ایوان مادربزرگم نصب بود، یادم هست که دیوار کوب سه گوش سبز رنگی زیر آن تعبیه شده بود بعنوان زیردستی دفترچه یادداشت کوچکی و یک قلم هم همیشه روی آن بود. وقتی می خواستند با کسی که خیلی دور از خانه مادر بزرگ بود و ما او را نمی دیدیم صحبت کنند، گوشی سیاه بزرگ را بر می داشتند و با زور بازو آن دسته سفید وسط تنه دستگاه را پشت سرهم چندبار می چرخاندند و دوباره گوشی را سرجایش می گذاشتند. هنوز چند ثانیه نگذشته بود که دستگاه زنگ می زد. بله منظورم تلفن ثابت خونه مادربزرگ است که از نوع “هندلی” بود.

بعد کم کم که بزرگ تر شدم، نوع جدیدتری از تلفن را، در خانه همسایه دیدم.

یادش بخیر، روزهایی که بابا کسالت داشت و نمی توانست سر کلاس درس اش حاضر شود به مامان شماره دبیرستان را می داد و می گفت: “برو خانه آقای صوفیان و زنگ بزن به مدیر مدرسه و اطلاع بده که من حالم خوب نیست.”

من هم همراه مامان می رفتم و آنجا تلفن نارنجی زنگی را دیدم که اگر چه بالای دکور توی راهرو بود و قدم به آن نمی رسید، اما متوجه شدم که صفحه اش با انگشت اشاره دست می چرخید و شماره گیری می کرد.

سالها بعد که پدر برای خانه خودمان هم تقاضای خط تلفن داده بود، یک هفته قبل از اینکه از طرف مخابرات بیایند و آنرا وصل کنند دستگاه اش را گرفته بودیم.

ما بچه ها با چه ذوق و شوقی سعی می کردیم نوبتی با انگشت اشاره خود، شماره ها را یکی پس از دیگری بچرخانیم و بازی کنیم.

دیگر تلفن داشتن باب شده بود و همه خانه ها حداقل یک خط تلفن ثابت داشتند.

وسیله ای ضروری، اما گاهی اوقات هم مزاحمت های بی جا، خانواده ها را کلافه می کرد.

یا بچه ها اشتباه شماره می گرفتند و به حساب شیطنت می گذاشتند یا خط ها قاطی می شد و اصطلاحا خط روی خط می افتاد .

گاهی بجای اینکه با خاله جان حرف بزنیم، صدای یک مرد سبیل کلفت را می شنیدیم که با برادرش پشت گوشی تلفن داد و فریاد می کرد، خلاصه ماجرایی بود.

راستی نوعی دیگر تلفن هم بود بنام “تلفن همگانی” یا “عمومی” که سر هر چهارراهی اتاقکی نارنجی بود با در کشویی که وقتی واردش می شدی هم فال بود هم نماشا.

به آن تلفن “سکه ای” هم می گفتند چون حتما باید درون قلک اش، یک سکه ۲ ریالی یا ۵ ریالی می انداختیم تا بوق آزاد بزند و بتوانیم شماره مورد نظرمان را بگیریم و صحبت کنیم.

وقتی در کیوسک یا اتاقک را می بستیم و کمی صحبت طولانی می شد ، نفر بعدی که زیاد منتظر مانده بود با سکه ای در دست؛ به شیشه می زد و با لحن اعتراضی می گفت: “زود باشید من هم کار ضروری دارم” و مجبور بودیم حرف را نیمه رها کنیم و زود خداحافظی کنیم تا نوبت به بقیه هم برسد.

طی سال های اخیر، دیگر داشتن تلفن ثابت ، پای ثابت همه خانه ها شده و بواسطه پیشرفت تکنولوژی و مصرف اینترنت خانگی بیشتر افراد از آن برای استفاده از اینترنت خانگی از آن خط استفاده می کنند. البته با وجود سیستم های ماهواره ای انواع اینترنت ها بسوی خانه ها راه یافته و بقولی بلای خانمان سوز شده اند.  از یک طرف مصرف بی رویه اینترنت و از سوی دیگر بحران تحریم ها و پارازیت ها و …

اما همانطور که گفتم با پیشرفت تکنولوژی وسیله دیگری اختراع شد که همیشه همراه مان است و اگر یکبار فراموش کنیم و بدون آن از خانه بیرون برویم، آن روز خلق مان تنگ است و حتی شماره خانه را هم بلد نیستیم که زنگ بزنیم و بگوییم مثلا فلانی، من تنها هستم و همراه ام را فراموش کرده ام و با خود نبرده ام.

بله این وسیله مخل آسایش، “موبایل” است که وقت و بیوقت زنگ می زند و برای ما آرامشی نگذاشته ، مثلا ساعت ۳ بعد از ظهر با صدای زنگ گوش خراش آن از خواب بیدار می شوی و  صدای یک خانمی که به نظر می رسد تمام حرفهایش را ضبط کرده و پشت سرهم رگباری آنها را بیان می کند، تو را پریشان می کند و تازه باید فرصتی پیدا کنی تا لا به لای صحبتهای کلیشه ای، به او بفهمانی که من بازنشسته هستم و خودم بیمه تکمیلی دارم و نیازی به بیمه شما نیست، یا مثلا من اصلا فریزر ساید ندارم که شما بخواهید نماینده بفرستید و فیلتر آنرا تعویض نمایید یا خیلی موارد دیگر که فکر کنم حداقل یکبار برای شما هم پیش آمده باشد.

در عین حالی که شماره همه دوست و آشنا را در یک لیست بلند بالا داریم، اما دریغ از اینکه بتوانیم با کسی قراری بگذاریم و از نزدیک او را ببینیم یا کار دارند یا خارج از کشور رفته اند و حالا هم که بخاطر مسئله کرونا و رعایت فاصله اجتماعی نباید همدیگر را ببینیم.

البته مزایای خوبی هم دارد، مثلا دیگر لازم نیست کتاب آشپزی “رزا منتظمی” یا “ساناز” را زیر بغل بزنیم و هر جا ، همراه خود ببریم، کافی است فایل مربوطه را دانلود کنیم و گوشه ای آنرا ذخیره کنیم یا مثلا نیازی نیست همه شماره تلفن های دوستان را در دفترچه ای بنویسیم و توی کیف یا گوشه کت خود نگه داریم، بلکه در لیست گوشی به ترتیب حرف الفبا چیده شده آماده استفاده می باشند.

حتی کوچکترین مسیری را می توانیم براحتی رد یابی و مسیریابی کنیم با برنامه جی پی اس و یا برنامه های گوگل مپ و غیره.

خلاصه خیلی موارد استفاده خوبی دارد مثلا ارسال سریع فیلم، عکس و مطلب یا پیامک، حضور در کلاس های مجازی بصورت آنلاین ، انجام امور بانکی بدون مراجعه به بانک یا دستگاه ای تی ام و از همه مهمتر ذخیره همه نوع اطلاعات لازم در فایل ها و حافظه اضافه گوشی و در واقع بنوعی گاو صندوق شخصی محسوب می شود.

خلاصه این وسیله به نظر کوچک، اگر چه در برخی مواقع دردسر ساز است و آسایش و تمرکز را از افراد می گیرد و از همه مهمتر وقت مان را به واسطه پرسه زنی در شبکه های اجتماعی، به هدر می دهیم اما بیشتر اوقات به عنوان یک همراه دائمی عمل نموده و کارساز و مؤثر می باشد و به نوعی از اتلاف وفت زیاد برای رفت و آمد و ماندن در صف های انتظار طولانی بانک ها جلوگیری بعمل می آورد.

همانطورکه می دانید، استفاده بهینه از هر وسیله ای می تواند سهولت و کاربرد آن وسیله را برایمان شیرین تر و دلنشین تر نماید.

برخی از معانی که در مورد تلفن همراه موبایل می توانم به کار ببرم که مجموعه ای از کاربردهای این وسیله ساخت بشر قرن ۲۱ است، عبارتند از:

تلفن همراه یعنی:

دشمن تمرکز،مخل آسایش، شب زنده داری، پرسه زنی ، برقراری ارتباط با راه دور و کم کردن فاصله ها، همه رو داری آما باز هم تنهایی، دهن کجی به تلفن سکه ای ، روی دست تلفن ثابت بلند شدن، دنیای عجیبی برای تجارت، اسباب بازی ، دکه اطلاعات، پاتوق دوستان، کلاس درس، گاوصندوق بانک، جعبه ابزار، کتاب آشپزی ، دنیای رنگارنگ، سینما دستی، رادیو استندبای، تریبونی برای سخنرانی، صحنه نمایش، کنترل از راه دور، قوت قلب، مونس و همدم ، کتابخانه سیار، بانک آلبوم های صوتی و تصویری، قاب عکس های خانوادگی، نقشه راه، چراغ اضطراری ، میکروفون بی سیم، ضبط صوت خبرنگاری، دوربین مخفی، کلید یدکی خودرو، ماشین شارژی ، عابر بانک همراه، صندوق صدقات، صندوق خیریه، منش تلفنی ، ردیاب، گردشگری مجازی، دفترچه یادداشت، کامپیوتر دستی، صفحه نقاشی، دوپامین ساز، ضد افسردگی ، کلاس رقض آنلاین و …