امروز داشتم به این مطلب فکر می کردم، طی روز اعمال و رفتاری انجام می دهیم که بیشتر آنها از روی عادت و تکرار انجام می شود. درست مثل ماشین لباسشویی یا ظرفشویی که از قبل برنامه مورد دلخواه را انتخاب کرده ایم و همیشه روی همان برنامه روشن می شود و مطابق آن عمل می نماید و لباس ها یا ظروف شسته می شوند.

ما انسانها هم در بیشتر کارهای روزانه مثل ماشین عمل می کنیم روی یک برنامه تنظیم شده ایم و صبح که از خواب بیدار می شویم فورا سراغ گوشی می رویم چند برنامه را چک می کنیم، پیام های شب قبل را که از قلم افتاده بودند بررسی می کنیم و بعد بدنبال شستن دست و صورت و … و بعد صبحانه خورده یا نخورده از خانه بیرون می رویم.

اگر کارمند باشیم و پشت میز نشین که حتما کامپیوتر یا لب تاپ داریم، فورا دکمه روشن شدن آنرا فعال می کنیم و ادامه سایت گردی و کارها و برنامه های روتین روزانه.

واقعا چرا بدین گونه عمل می نماییم؟ مگر ما بعنوان یک انسان بالغ، عاقل و دارای فکر “اشرف مخلوقات” نیستیم؟ چرا مثل یک ربات عمل می کنیم؟ وجه تمایز ما با سایر موجودات چیست؟ چرا از آن به بهترین نحو استفاده نمی کنیم؟

واقعیت این است که ذهن انسان حواس پرت است و مدام از این موضوع به آن موضوع سرک می کشد و یکجا بند نمی شود. خب وظیفه ما انسان فکور و دانا که می خواهیم کارهای خود را بخوبی پیش ببریم و خود را موفق ببینیم چیست؟

همانطور که می دانیم افراد موفق همه بدنبال انجام کارها بصورت عمیق هستند و سعی می کنند از قوه ذهن خود آگاهانه استفاده نمایند و از پرسه زدن های بیخودی و الکی ذهنی خود جلوگیری می نمایند.

به قولی نوعی خود کنترلی روی ذهن خود دارند البته مثل همه کارها و تکنیک ها یک شبه این اتفاق نمی افتد، بلکه تمرین می خواهد.

اگر یاد بگیریم که همیشه در انجام امور روزانه، چه کارهای خانه چه کارهای حرفه ای و در محیط کارمان، آگاه باشیم و بدانیم در حال حاضر می خواهیم چه کار کنیم و این تمرین را بطور مستمر و مدام انجام دهیم بتدریج یاد می گیریم که عجولانه کارها را به اتمام نرسانیم، برای شروع به خود یادآوری کنیم که هم اکنون می خواهیم چه اقدامی نماییم، در واقع ذهن آگاه باشیم.

بیشتر کارهایی که طی روز به آنها می پردازیم در ۴ مقوله به شرح ذیل می گنجند:

هدفمند، ضروری، حواس پرتی و حماقت.

این ۴ مقوله از کارها یا بدرد بخور هستند یا بدرد نخور و همچنین یا جذاب هستند یا غیر جذاب.

اصولا،

کارهایی جذاب و بدرد بخور هستند که هدفمند و آگاهانه آنها را انتخاب می کنیم و مایل هستیم به آنها بپردازیم و می دانیم که برایمان سود دارند و برای رشد و پیشرفت ما مفید خواهند بود. مثل شرکت در یک سخنرانی یا دوره آموزشی.

کارهایی که غیر جذاب هستند ولی بدرد بخور معمولا انجام دادنش ضروری است و در زندگی شخصی یا شغلی ممکن است کسالت بار باشند ولی به نوعی می بایست به آنها پرداخت. بعنوان مثال برخی از افراد تمایل ندارند کتاب بخوانند این کار را کاری خوصله سربر می دادند و ترجیح می دهند فایل صوتی گوش دهند ولی می دانند که مطالعه برای تقویت ذهن شان و افزایش سطح اطلاعاتشان مفید و ضروری است.

برخی کارها باعث حواس پرتی ما می شوند و در واقع بلای جان همه ما انسانها هستند و اون جز کارهایی هستند که جذاب هستند ولی بدرد نخور.

مانند داشتن تعداد زیادی کانال تلگرامی که برای سرگرمی و وقت گذرانی خوب است برای ما لذت بخش است و باعث شادی ما می شوند و حتی سطح ترشح هورمون دوپامین را در ما افزایش می دهند ولی واقعا وجودشان برای تمام اوقات ما واجب نیست و خیلی از وقت با ارزش ما را می گیرند. بنا براین بهتر است کمتر به آنها بپردازیم.

توصیه می شود برخی از شبکه های اجتماعی که فقط جنبه سرگرمی دارند را حذف کنیم.

گروه چهارم کارها انجام دادن شان جنبه حماقت شخص را نشان می دهد چون نه جذاب و دوست داشتنی هستند و نه بدرد بخور ،بنابراین هیچ آدم عاقلی وقت شریف خود را صرف چنین اموری نمی نماید.

با توجه به توضیحات داده شده، متوجه می شویم که کار عمیق که همه ما خواهان آن هستیم همان کار ضروری است. گرچه غیرجذاب است ولی بدرد می خورد و باعث رشد و پیشرفت و سعادت و خوشبختی ما می شود.

پس سعی کنیم در طی روز کارهای خود را بررسی کنیم و ببینیم در کدام مقوله می توان آنها را دسته بندی کرد تا نسبت به مدیریت زمان و انرژی خود کنترل بیشتری داشته باشیم.

هر چه آگاهی ما نسبت به کاری که می خواهیم انجام دهیم بیشتر باشد، کیفیت کار هم بالا می رود.

حتما مشاهده کرده اید برخی افراد زیاد کار می کنند، وقت و انرژی می گذارند ولی کارشان بخوبی پیش نمی رود و یا کیفیت آن پایین است اما تعدادی هم برعکس زمان کمتری صرف می کنند اما کیفیت کارشان بالاست و به نتیجه دلخواه می رسند. چرا؟

چون حین کار تمرکز و توجه کافی دارند.

در واقع کیفیت کار حاصلضرب زمانی است که صرف کار می کنیم در میزان توجه که به آن کار معطوف داشته ایم.

همانطور که قبلا هم اشاره شد افراد موفق با انجام دادن کار عمیق براساس توجه و تمرکز بالا ،باعث بالا بردن سطح کیفیت کارشان می شوند و این یعنی تضمین موفقیت آنها.

آقای دارن هاردی ، مدیر مسئول مجله موفقیت آمریکا می گوید:

ضروری ترین مهارت در قرن ۲۱ ، مدیریت تمرکز و توجه است. 

در واقع توجه، رهبر مغز ما انسانهاست. اکثر تصادفاتی که رخ می دهد بخاطر حواس پرتی رانندگان حین رانندگی است و در واقع توجه و تمرکز لازم را ندارند و ذهن شان به جای دیگری معطوف است.

پس سعی کنیم میزان توجه و تمرکز خود را در همه امور کاری بالا ببریم و بنوعی ذهن آگاهی داشته باشیم تا موفق تر شویم.