دلتنگ ام، نمی دانم از چه؟

سردرگم ام.

دلم خوشی می خواهد، بغل می خواهد، عشق می خواهد.

زندگی روزمره را نمی خواهم .

دلم تازگی، بالندگی، پرواز می خواهد.

آرامش می خواهد، دوستی، مهر، عشق، زیبایی، آزادی، دلم پرواز می خواهد.

همچون پرنده ای سبکبال، رهایی تا اوج آسمان ها، بیکران ها، دلم پرواز می خواهد.

شوق رسیدن به کمال، به ابدیت، به معشوق، دلم پرواز می خواهد.

گاهی، صحبت با کسی چنان حالت را دگرگون می کند که انگار آبی بر آتش ریخته شده است. به معنای واقعی از حال “بد” به حال “خوب” می رسی.

حرف از بچه که باشد دیگر همه چیز فرق می کند.

صفا و پاکی دل بچه ها همچون آیینه بدون زنگار می ماند.

دیگر خود را فراموش می کنی در وجودش غرق می شوی.

همه دلشوره ها ، غم ها و غصه ها فراموش می شوند و فقط و فقط خدا را شاکر می شوی که چنین موجود پاک و بی آلایشی را بوجود آورده است.

آری بچه ها ما را به دنیای دیگری می برند.

دنیایی خالی از هرگونه پلیدی، دورنگی، ظلم و ستم،

دنیایی سرشار از مهربانی، محبت، دوستی و یکرنگی.

دنیایی کاملا رنگی رنگی از نوع  خوب…