حتما برای شما هم تا بحال پیش آمده باشد که برای انجام دادن کاری بی وقفه تلاش می کنیم و تا کار مورد نظر تمام نشود آنرا کنار نمی گذاریم، یا وقتی شخصی بعنوان مثال مدیر یا کارفرما درخواست پروژه ای را می دهد بلافاصله مشتاق برای بر عهده گرفتن آن کار می شویم و با علاقه بدنبال آن می رویم.

آیا از خودتان پرسیده اید که چه عاملی باعث شده که اینقدر برای انجام کارها مشتاق و علاقه مند باشیم؟

گاهی عوامل بیرونی مثل تشویق اطرافیان، تحسین رئیس، پاداش مالی، مرخصی تشویقی و خیلی از محرک هایی که ربطی به خود ما ندارد و از طرف دیگران پیشنهاد می شود، موجب می شوند تا ما اقدام به عمل داشته باشیم .

اما تنها محرک بیرونی نیست که ما را وادار به عمل می نماید بلکه نیرویی دیگر که در درون خود ماست ، باعث بیشترین تأثیر در حرکت رو به جلو ما میشود.

در واقع انگیزه درونی باعث می شود که ما نسبت به کاری که می خواهیم انجام دهیم با تمام وجود تلاش کنیم و از هیچ کوششی فروگذار نباشیم چون احساس موفقیت خواهیم کرد، گاهی در کاری سخت به چالش کشیده می شویم و همان چالش سختی کار باعث می شود که ما با تقویت مهارت های خود به یک متخصص تبدیل شویم و این خود نوعی انگیزه برای موفقیت های بیشتر است.

بنابراین با شناخت همه جانبه محرک های بیرونی و درونی می توانیم نسبت به کارهایی که تصمیم داریم انجام دهیم آگاهانه اقدام نماییم. در نتیجه این آگاهی، با انگیزه بیشتر تلاش می نماییم تا کارهایی را که شروع کرده ایم با موفقیت به پایان برسانیم.

احساس موفقیت در یک کار خود زیر بنای انگیزه بیشتر برای کارهای دیگر می باشد پس هر چه با انگیزه تر باشیم، اعتماد به نفس بالاتری خواهیم داشت و با شجاعت می توانیم در امور زندگی شخصی و شغلی تصمیمات صحیح را اخذ نماییم و به خوشبختی و موفقیت برسیم.

دنیل پینک روانشناس در کتاب خود به نام “محرک ، حقیفت شگفت انگیز” به سه محرک اصلی اشاره دارد :

تسلط ، خودمختاری و نیت

 

در حقیقت، ما ذاتا با این سه محرک، انگیزه پیدا می کنیم.

تسلط ، بر بهتر شدن در کاری که انجام می دهیم دلالت دارد.

با مسلط بودن بر کاری ، سطح یادگیری مان بیشتر و در کار خود متخصص می شویم.

خودمختاری، داشتن آزادی تصمیم به اینکه کارها چطور انجام شوند و در واقع با استقلال عمل می توانیم قدم بعدی را برای انجام کارها برداریم.

نیت، یعنی اینکه با کار کردن برای هدفی بزرگتر بتوانیم علاوه بر خود به دیگران هم سودی برسانیم و در واقع با کمک به دیگران احساس کنیم که اجر خود را گرفته ایم.

با توجه مداوم به انگیزه های خود برای انجام کارها، علاوه بر اینکه عوامل ایجاد آن انگیزه ها را شناسایی می کنیم بلکه قدمی مؤثر در جهت خودآگاهی خود برداشته ایم و بدین ترتیب ، راه رسیدن به موفقیت را برای خود هموارتر نموده ایم.