حتما برای شما هم پیش آمده وقتی حرفی را بر زبان می آورید ممکن است افرادی اطرافتان باشند که براحتی حرف شما را نپذیرند. در این موقع شما چکار می کنید؟ آیا آزرده خاطر می شوید و به کنجی پناه می برید؟ یا نه با بیان توضیحات اضافه تلاش می کنید تا حرف تان را به کرسی بنشانید حتی اگر طرف قانع نشود از شما اصرار و از طرف انکار

گاهی با شخصی غیرمنطقی مواجه می شویم که هر چه دلیل و منطق هم برایش از آسمان و زمین بیاوریم و ریسمان ببافیم فایده ای ندارد.

راهکار چیست؟ در این حالت باید بی خیال ماجرا شد چون بهترین چاره کار همین است. دلیلی ندارد که خود را برای فرد غیرمنطقی اثبات نماییم. او در هر حال موافقت خود را نشان نمی دهد و بر ساز مخالف خودش پافشاری می کند.

اصولا صحبت کردن با افراد خوش برخورد و خوش مشرب بسیار دلنشین و دلچسب تر است و احیانا اگر اختلاف سلیقه ای هم باشد با مدارا و بدور از هر گونه تحکم قابل حل می باشد.

گاهی اوقات از رفتار و یا صحبت فردی دچار رنجش می شویم و ممکن است تا مدتی یا حتی چند روزی آن گفتار نابجا، چنان بر روحیه و ذهن ما اثر بدی بگذارد که باعث آشفتگی ذهنی ما شود و تمام فکر و ذکرمان به همان بگذرد و کلا رشته افکار از هم گسیخته و مدام افکار منفی پشت هم به سراغمان بیایند و حالمان را بدتر نماید.

حتی شاید در طول روز با خود صحبت کنیم و خودمان را سرزنش کنیم و یا در باره فرد و رفتار و گفتار بدش با خود واگویه داشته باشیم.

به نظر شما دلیل این رنجش چیست؟

از خود پرسیده اید چرا ؟

واقعا دلیل اینکه با یک حرف فورا بهم می ریزیم و ناراحت می شویم چیست؟

بله، هنوز خیلی قوی نشده ایم که خیلی زود ناراحت می شویم و  دلمان به درد می آید، ایمان و باور درونی نسبت به خودمان ضعیف است، اعتماد به نفس مان پایین است، هنوز به حرف دیگران اهمیت می دهیم و خودمان را کمتر می پنداریم و به نوعی عرت نفس مان هم پایین است.

راه حل رفع اش چیست؟

چکار کنیم که در مقابل حرف نابجا یا نامربوط دیگران مقاوم باشیم و دچار رنجش و ناراحتی نشویم؟

در مکتب خودشناسی سه قدم مهم شناخت – قبول – تمرین در هر کاری به ما کمک می کنند که در مقابل ناملایمات زندگی، ناهنجاری ها، رفتارها و افکار منفی و خیلی از مواردی که باعث ناراحتی ما می شوند بیشتر توجه کنیم و نگاه آگاهانه تری پیدا می کنیم و با دیدن نقاط قوت و ضعف خود و قبول آنها بتوانیم با تمرین های خوب خودشناسی نسبت به تقویت بیشتر جنبه های مثبت خود اقدام نماییم و نسبت به رفع جنبه های ضعیف و بد رفتاری و درونی خود تلاش نماییم و آنها را با عادت های خوب و مثبت جایگزین نماییم.

یکی از تکنیک هایی که به ما کمک می کند که کمتر دچار رنجش شویم، و یا اگر رنجیدیم بتوانیم نسبت به رفع آن اقدام نماییم، تکنیک رنجش زدایی است.

از خود بپرسیم از چه چیزی رنجیده خاطر شده ام؟ علت یابی کنیم. سهم خود را در آن رنجش پیش آمده ببینیم و بفهمیم.

البته کار راحتی نیست و با تمرین مداوم خیلی بهتر و راحت تر می توان به نتیجه دلخواه رسید.

بعد که سهم خود را در قضیه متوچه شدیم تمرین بخشش کنیم و شخص مقابل را ببخشیم.

بهتر است همه این تمرین ها مکتوب باشد و نوشته شوند چون با نوشتن راحت تر نقاط ضعف خود و دیگری را می بینیم.

برای اینکه حال خودمان خوب شود و بتوانیم راحت تر او را ببخشیم، یکبار از طرف مقابل برای خودمان نامه ای می نویسیم و بار دیگر از طرف خودمان برای او یک نامه می نویسیم و تمام ماجرا را شرح می دهیم . بدین ترتیب سعی می کنیم موجبات دلخوری را تا قسمتی تقلیل دهیم.

گاهی اوقات لازم است که شخص را نسبت به رفتار اشتباهش آگاه کنیم که این کار باید با نهایت ظرافت و دقت انجام شود که مبادا اوضاع از آنچه که هست وخیم تر شود پس با استفاده از فن گله کردن و رعایت طلسم تصا (اصطلاحی است که استاد خودشناسی این را بکار می برد) یعنی در نهایت کمال تواضع ، صداقت و ادب به شخص می گوییم که از حرف اش ناراحت شده ایم به نحوی که شخص متوجه رفتار نابجا و گفتار بدش بشود و سعی کنیم که زخم زبان یا آسیب دیگری به شخص مقابل وارد نکنیم که اوضاع بدتر شود.

بدین ترتیب می توانیم در مقابل هر گونه رفتار غیرمعقول مقاوم تر شویم و این کار باعث میشود تا کمتر ناراحت شویم و آرامش بیشتری داشته باشیم و دیگر زودرنج نباشیم.