با وجودی که ساعت از ۹ شب گذشته بود و قانون منع تردد شبانه را زیر پا گذاشته بودیم و سرشب به مهمانی رفتیم با عجله خود را به خانه رساندم تا بموقع در برنامه لایو هفتگی استاد شاهین کلانتری اعلام حضور نمایم. راس ساعت ۱۰ لایو شروع شد و سراپا گوش بودم و حرفهای دلنشین استاد که بقول خودشان روز پربرنامه ای را گذرانده بودند ولی همچنان سرحال بودند همه را میخکوب کرده بود و بقولی حالمان را خوب کرد و به جای نیم ساعت حدود یک ساعت به گپ و گفتگو خوش گذشت.

با وجودی که برنامه های لایو استاد همیشه ضیط می شوند اما چنان شور و شوقی دارم که حتما بموقع حضور داشته باشم تا بتوانم در بحث شرکت کنم. البته این احساس فقط خاص من نیست تمام دوستانی که با اشتیاق فراوان حتی دقیقه نود ملحق می شوند این حس ارادت را دارند و کاملا مشهود و محسوس است که این احساس از روی علاقه و عشق به کلام نافذ استاد و امر نوشتن و نویسندگی آنهاست.

آدمی وقتی با عشق کاری را دنبال می کند، گویی تمام دنیا و همه کائنات با او همراه و یکدل می شوند تا به آنچه که عاشقانه می پرستد، برسد و بهره لازم را ببرد. برای من که اینچنین است. هر چیزی را که با تمام وجودم بخواهم و طالبش باشم حتما به آن می رسم. شاید خدا مرا خیلی دوست دارد نمی دانم.

امروز از دو جنبه دیگر هم مورد لطف و محبت دوستان قرار گرفتم که نشأت گرفته از وجود عشق الهی در دورنشان بود اول هدیه ای بسیار ارزشمند (کتاب بازی با افکار) از طرف دوست نویسنده ام خانم مرضیه فربد بدستم رسید که بسیار مایه خوشحالی من شد و دوم اینکه دوست هنرمند و نویسنده قهاری که تا بحال توفیق آشنایی با ایشان را نداشتم خانم آیلین عبدی با من ارتباط برقرار نمودند و با صدای زیبایشان من رو مورد لطف و محبت و تشویق بی کرانشون قرار دادند که بازهم مایه بسی خوشوقتی و خوشحالی من بود.

شاید تأثیر تکرار این جمله مثبت تأکیدی است که من همیشه آنرا با خود زمزمه می کنم:

عشق الهی هم اکنون در وجود من متجلی است و مرا مورد لطف خود قرار می دهد و همه موهبت های الهی بسویم در جریان هستند.

خدا را شاکرم که مرا مورد لطف و عنایت خود قرار داده و همیشه حافظ و نگهدارم است چون از درگاهش طلب کرده ام:

بارالها، مرا به خود وامگذار،

بارالها، مرا آن ده که آن به . آمین یا رب العالمین