در این مقاله ابتدا تعریفی از گوش دادن ارائه می نمایم و در ادامه به بررسی موانع و فواید آن می پردازم.

گوش دادن یعنی توانایی دریافت و درک صحیح پیام ها.

در یک فرآیند ارتباطی سه عنصر دخالت دارد:

ارسال کننده پیام (گوینده)، خود پیام و دریافت کننده پیام (شنونده)

توانایی خوب گوش دادن توسط شنونده یا گیرنده پیام، کلید برقراری ارتباط مؤثر بین دو طرف می باشد.

در صورتی که برداشت مناسبی از پیام های ارسالی مخاطب یا گوینده دریافت ننماییم یا برداشت مان هنگام پاسخگویی سوال مخاطب اشتباه باشد، این نوع ارتباط مؤثر نخواهد بود و مخاطب احساس خوبی برای ادامه مذاکره نخواهد داشت و تلاش دریافت کننده یا شنونده برای برقراری ارتباط و ادامه صحبت بی اثر خواهد بود و موجبات ناامیدی و رنجش گوینده فراهم می شود به همین دلیل در مذاکره تجاری توصیه می شود که حتما به مخاطب یا کسی که در حال مذاکره است خوب گوش کنید حتی برخی از مطالب را یاداشت نمایید چون با این کار توجه خود را به ایشان نشان داده اید و همچنین حس خوبی به گوینده ابلاغ می شود و بنوعی تشویق می شود که موضوع را بهتر بازگو نماید.

با توجه به اهمیت مهارت گوش دادن برخی از کارفرمایان تلاش می کنند که جلسات آموزشی درخصوص کسب مهارت گوش دادن برای کارمندان خود برگزار نمایند. فوائدی که این جلسات برایشان به همراه دارد شامل:

افرایش سطح رضایت مشتری، بهبود کارآمدی در نتیجه بروز اشتباهات کمتر و افرایش تبادل اطلاعات می باشد.

همچنین می توان علت موفقیت بیشتر رهبران و کارآفرینان را در مهارت گوش دادن آنها دانست.

ریچارد برانسون: علت موفقیت شرکت هواپیمایی ویرجین آتلانتیک را در خوب گوش دادن می دانست.

بنابراین خوب گوش دادن زیر بنای تمام روابط انسانی مثبت و عنصر سازنده ی موفقیت می باشد.

دکتر راشل نائومی رمن (Rachel Naomi Re men) ترویج دهنده ی طب تلفیقی معتقد است:

گوش دادن اساسی ترین و قدرتمندترین شیوه ی برقراری ارتباط با دیگران است. فقط گوش دهید، شاید مهم ترین چیزی که همواره به یکدیگر ارزانی می کنیم همین توجه مان باشد.

در واقع گوش دادن یعنی درک همزمان پیام های کلامی و غیر کلامی. هنگامی که به سخنان شخصی گوش می دهیم شنیدن کلمات به تنهایی کفایت نمی کند بلکه برای گوش دادن به چیزی بیشتر از دو تا گوش نیازمندیم و آنهم درک مفهومی از آنچه که مخاطب یا سخنران بیان می کند و ما می شنویم در واقع برداشت ما مهم است.

استاد شاهین کلانتری: برای اینکه بتوانیم سخنران خوبی باشیم و خوب حرف بزنیم، باید یاد بگیریم خوب گوش کنیم، شنونده خوبی باشیم در آن صورت است که دیالوگ شکل می گیرد و بعضا اگر فرصتی پیش آید می توانیم خوب صحبت نماییم.

حرف زدن پشتوانه می خواهد و آن گوش دادن است.

این مهارتی است که باید با تمرین مدام ، آنرا کسب نمایید. تمریناتی که توصیه می شود:  نوشتن ۱۰۰۰ کلمه در روز، صفحات صبحگاهی و آزاد نویسی

همچنین در طی روز هنگام گفتگو با اطرافیان از خودتان بپرسید آیا من شنونده خوبی بودم؟ تمرین شنیدن را آغاز کنید.

البته که گوش دادن مهارت سختی است و نیاز به تمرین مداوم دارد.

فروید می گوید: با خوب شنیدن و گوش دادن می توانیم به موفقیت برسیم و راز کاریزماتیک شدن در همین هنر است.

لازم بذکر است گوش دادن با شنیدن فرق دارد.

شنیدن یعنی توانایی درک صدا و بیشتر یک فرایند فیزیولوژیک است و از طریق گوش و سیستم عصبی فرآیندش تکمیل می شود، اما گوش دادن نیازمند تمرکز عمیق تری است و باید حین شنیدن کلمات از سایر حواس خود بخصوص بینایی هم استفاده نماییم. همانطور که قبلا هم اشاره شد گوش دادن یعنی درک همزمان پیام های کلامی و غیرکلامی.

تصور کنید شخصی با شما مذاکره می کند و این پیام را به شما می رساند که من زندگی خوب و راحتی دارم و حین بیان این پیام دستهایش را بهم می فشارد و اشک در چشمانش جمع می شود. شما اگر شنونده خوبی باشید علاوه بر شنیدن پیام اش در واقع مغایرت بین پیام کلامی یعنی آنچه که بیان کرده و پیام غیر کلامی یعنی حرکات دست ها و تغییرات چهره اش را متوجه می شوید.

بنا براین تمرکز عمیق بدین معناست که مفهوم پیام را درک کنیم و مطابق با آن پاسخ دهیم.

گاهی اوقات با انجام اعمال و رفتارمون مانع از خوب گوش دادن می شویم که بعضا برای گوینده هم خوشایند نیست . برخی از این موانع عبارتند از:

عدم احترام کافی به گوینده:

به جای اینکه به صحبت های گوینده توجه و دقت نماییم، منتظریم تا جمله آخر خود را بیان کنیم و فورا پاسخی را که قبلا در ذهن خود آماده کرده ایم بر زبان برانیم و این در حالی است که شخص را از خود ضعیف تر می دانیم غافل از اینکه خیلی از مواقع می توانیم نکات آموزنده ای از سخنان همان شخص بیاموزیم.

عوامل ایجاد کننده هواس پرتی:

بدین صورت که هنگامی که شخص صحبت می کند ما مدام با گوشی خود بازی کنیم یا به ساعت مان نگاه کنیم، یا به ذهنیات خود توجه کنیم و به مخاطب گوش ندهیم این باعث می شود که مخاطب رغبتی برای ادامه صحبت نداشته باشد.

گاهی برای پاسخ دادن عجله می کنیم، باید بیاموزیم که صبور باشیم و با دقت به حرفهای گوینده گوش دهیم. صحبت اش را قطع ننمایم، اجازه دهیم حرف اش تمام شود و بعد اظهارنظر نماییم.

مورد بعدی که می تواند مانع از خوب گوش دادن شود تعصبات شخصی و باورهای قدیمی است باید قدرت پذیرش خود را بالا ببریم، با دیدی بازتر و بدور از باورهای کهنه  قدیمی به شخصی مقابل فرصت صحبت کردن و بیان عقیده اش را بدهیم و در مورد پیام های رد و بدل شده فی مابین، فکر کنیم و سپس مذاکره و بقولی گفتمان نماییم.

دلسوزی و ترحم کردن مانع دیگری است.

همانطور که می دانید، همدلی و همدردی با ترحم و دلسوزی متفاوت است.

همدلی هنگامی است که ما خودمان را به جای طرف مقابل قرار می دهیم و بدون اینکه احساسات او را ارزش گذاری نماییم او را درک می کنیم و بدین ترتیب شخص مقابل راحت تر اعتماد می کند و مسائل اش را با ما در میان می گذارد.

گاهی اوقات بدون اینکه خود را جای دیگری قرار دهیم، حرفهای طرق مقابل را گوش می دهیم در واقع با او همدردی نموده ایم.

اما اگر در مورد کسی حس ترحم و دلسوزی داشته باشیم، در واقع احساس تحقیر و ضعف را به مخاطب منتقل می نماییم که اینکار باعث آزرده خاطر شدن او شده و در نتیجه از بیان مسائل اش با ما خودداری می کند.

بنابراین پسندیده ترین نوع ارتباط، مهارت همدلی سالم است با این مهارت در واقع می توانیم بازخورد مفیدی از مخاطب داشته باشیم.

گاهی اوقات هنگام برقراری ارتباط از زبان بدن بخوبی استفاده نمی کنیم و حالت چهره نامناسب می تواند در ذهن مخاطب بطور ناخودآگاه پیامی را القا نماید که باعث ناراحتی یا بازخورد اشتباه او شود.

در صورتی که حین مکالمه، نابجا صحبت های گوینده را تأیید نماییم، گوینده متوجه عدم تمرکز ما شده و دیگر تمایلی برای ادامه صحبت نخواهد داشت و این تأیید نابجا را بنوعی به احترامی به خود تلقی می نماید.

بدین صورت با رعایت کردن موارد بالا و خوب گوش دادن نه تنها کلمات صحیح را می شنویم بلکه درک عمیقی از محتوای ارائه شده خواهیم داشت و برداشت کلی که از پیام های مخاطب داریم در بازخورد به گوینده، بسیار با اهمیت خواهد بود .

خوب گوش دادن ویژگی است که با پرورش آن مهارت می توانیم به یک شنونده خوب تبدیل شویم. همانطور که قبلا هم گفته شد این مهارت آموختنی و یادگرفتنی است  که نیاز به تمرین مداوم دارد و بقول استاد کلانتری کار بسیار سختی است و مسلما طی یک شب اتفاق نمی افتد.

پس برای اینکه شنونده خوبی باشیم،  رعایت اصول زیر لازم است:

وقتی کسی حرف می زند، خاموش باشیم و فقط گوش بدهیم. وسط حرف اش نپریم، اجازه دهیم خودش جملاتش را تکمیل نماید.

مارک تواین: اگر قرار بود بیشتر از مقداری که گوش می دهیم، حرف بزنیم آن وقت دو زبان و یک گوش داشتیم.

همه توجه مان را به گوینده بدهیم، آرام و صبور باشیم و ذهن خود را از افکار مزاحم دور نگه داریم تا متمرکز تر گوش دهیم.

گوینده را در بیان احساسات راحت بگذاریم و از کلمات و حرکاتی استفاده کنیم که گوینده را به شوق آورد و ترغیب نماید برای ادامه صحبت حتی گاهی به چشمانش نگاه کنیم ولی توجه داشته باشیم که زیادی خیره نشویم در حدی که نشان دهیم به صحبت های او گوش می دهیم و حرفهایش را می فهمیم.

سعی کنیم حواس گوینده را پرت نکنیم.

همدلی کنیم، شکیبا باشیم، به لحن گوینده توجه کنیم، به طرز فکر گوینده دقت کافی داشته باشیم تا منظورش را بهتر درک کنیم و در نهایت با پرسش های دقیق و هوشمندانه بتوانیم به گوینده بفهمانیم که مطالب اش را فهمیده ایم و با دقت دنبال کرده ایم چون بخش مهمی از مهارت گوش دادن فعالانه، به مهارت سؤال پرسیدن ما بستگی دارد.

یکی دیگر از تکنیک های مهم در گوش دادن فعالانه یادداشت برداری است. البته گاهی در کلاس های دانشگاه و مدرسه دیده شده افرادی که غرق در یادداشت کردن می شوند و از اصل مطلب و گوینده غافل که این درست نیست.

پس با تمرین مداوم می توانیم نسبت به کسب مهارت خوب گوش دادن، همت گماشته و شنونده خوبی شویم و همچنین در امور شخصی و شغلی به موفقیت برسیم.