گاهی اوقات چنان غرق در انجام کارهای روزانه می شویم که از خود غافل شده و فقط به نتیجه کار فکر می کنیم. حتی ممکن است کیفیت را فدای کمیت بکنیم.

چه خوب است یاد بگیریم عمل گرا باشیم تا نتیجه گرا. گاهی کارهای کوچکی که انچام می دهیم به نظر آنقدر اهمیت ندارند که به چشم خود یا دیگران برسند اما همین خرده کارهای ناچیز چنان تأثیر مثبتی در روند کارها دارند که باورشان کمی سخت به نظر می آید.

اگر کمی بخودمان فرصت بدهیم و کار خود را ارزیابی کنیم می فهمیم که باید از خود متشکر هم باشیم. چون همین کارهای کوچک پله هایی را برای ترقی و پیشبرد اهداف بزرگ مان فراهم می کنند.

خیلی چیزهای مفید از همین کارهای کوچک یاد می گیریم. مگر غیر از این است که برای رسیدن به اهداف بزرگ همیشه باید آنها را به هدف های کوچک تر و خیلی کوچک تبدیل کرد، خب برای همین اهداف کوچک، برنامه ریزی می کنیم و طبق برنامه پیش می رویم در طی مسیر اگر به بن بستی برخوردیم مسیر را اصلاح می کنیم و تغییر جدیدی ایجاد می کنیم و همون کار کوچک باعث می شود که ما بقیه راه را درست بپیماییم و به هدف بزرگ و نهایی مان برسیم.

پس بیایید از خود تشکر کنیم،

خودمان را بخاطر کارهای قشنگی که انجام می دهیم در آغوش بگیریم،

در آینه خود را بنگریم و تحسین کنیم،

گاهی خودمان را به یک فنجان قهوه دعوت کنیم،

شاخه گلی برای خود بخریم،

از ته دل بخندیم و شادی کنیم،

موفقیت های کوچک خود را جشن بگیریم،

و شاکر باشیم بخاطر نعمتی که خداوند در وجودمان به ودیعه گذاشته و آن چیزی نیست جز قدرت درون مان یعنی ” عشق” .

به خودمان عشق بورزیم و عاشق بمانیم.