امروز می خواهم بمناسبت “روز جهانی نویسنده” که مصادف است با ۱ نوامبر بعنوان شخصی که هنوز نوقلم است و ادعایی مبنی بر نویسنده بودن ندارد، قلم فرسایی نمایم و این روز بزرگ و گرامی را خدمت همه پیشکسوتان و فرهیختگان اهل علم و عمل در حوزه نویسندگی و همچنین دوستانی که به تازگی پا به این عرصه گذاشته اند و تلاش می کنند تا بتوانند روزی عنوان نویسنده را بر دوش خود احساس نمایند، تبریک عرض نمایم.

این مقدمه، شروعی بود تا بتوانم آنچه را که از مطالعه کتاب

” تا می توانی بنویس” خانم ناتالی گلدبرگ با ترجمه خانم گیتی خوشدل برداشت نموده ام، بیان نمایم.

در طول مطالعه این کتاب متوجه خواهید شد که نویسنده چنان با صداقت و شور و هیجان وصف ناپذیر خودش در چندین فصل به بیان تجربیات و رهنمودهای کاربردی خود پرداخته است. پیشنهاد می شود دوستان نوقلم حتما این کتاب را مطالعه فرمایند تا بقول نویسنده بتوانید صدای تازه خود را بیافرینید و بشنوید.

با هر بار مطالعه این کتاب به قول خانم ناتالی، به ذهن نوآموز خود بر می گردم یعنی نقطه سر خط – هر بار که می نشینی و می خواهی مطلبی بنویسی همه چیز برایت تازگی دارد انگار نه انگار که هفته پیش یا یک ماه پیش مقاله طولانی و خوبی را نگاشته ای. همه چیز شروعی تازه و دوباره دارد دقیقا همانند معلمی که هر بار که می خواهد سرکلاس برود باید همه مطالب را دقیقا از ابتدا توضیح دهد.

نوع قلم در امر نوشتن بسیار تأثیر گذار خواهد بود هر چه روان تر ، بهتر. سرعت نگارش را بالا می برد. پس تا می توانید قلم های مختلفی را تجربه و امتحان کنید و همیشه بهترین و روان ترین را در دست بگیرید و شروع به نوشتن نمایید.

همانطور که می دانید نوشتن عملی جسمانی و تحت تأثیر وسیله ای است که بکار می بریم پس در نوع قلم و کاغذ باید نهایت دقت را داشته باشیم. گاهی بخاظر سرعت عمل، کار نگارش را با کامپیوتر انجام می دهیم غافل از اینکه نگارش با دست یک رابطه دلی ایجاد می کند وقتی مطلبی عاطفی را می نگاریم گویی ارتباط بیشتری بین دست و دل با قلم و کاغذ برقرار می شود.

انتخاب لوازم و ابزاری که با آنها می خواهیم بنویسیم بسیار حائز اهمیت است چون همان طور که می دانید جهان درون، جهان بیرون را می آفریند اما جهان بیرون بر شیوه تفکرمان اثر می گذارد به همین خاطر بچه ها با وسایل و لوازم التحریر فانتزی بیشتر شوق درس خواندن و نوشتن پیدا می کنند.

نویسنده معتقد است برای نوشتن خود زمان تعیین کنید و در زمان تعیین شده خود را متعهد بدانید که بنویسید و هر چه در ذهن دارید بدون هیچ محدودیتی آزادانه بنویسید. با نوشتن شگفتی های ذهنی خود را در می یابید و این موهبتی ازرشمند است که لبه ناصاف اندیشه را کشف می کنید.

نخستین اندیشه ها نیروی عظیمی دارند هر چه ذهن را رهاتر کنید تراوش آن بیشتر و بیشتر می شود. گویی بر فراز ابرها در حال پرواز هستید به اندیشه خود بال و پر دهید.

یکی از صد پندی که در مجموعه پندنامه به خودم داده ام اینست:

“اندیشه ات را به پرواز در بیاور و افکارت را چون آب روان جاری کن”

سعی کنید هنگام تمرین نوشتن در لحظه حال باشید آنجاست که “جهان براستی زنده است. ” هر په بیشتر بنویسید تسلیم ندای منتقد درونتان نمی شوید و حس کمال طلبی بر شما چیره نخواهد شد با قدرت و اعتماد به خود پیش بروید و پرچم توانایی و موفقیت خود را در جهت تولید محتوای خوب به اهتزاز درآورید.

یک نویسنده هرگز نباید از نوشتن دست بکشد و متوقف شود درست همانند یک دونده دو استقامت باید هر روز بدن خود را گرم و نرمش های متناسب با تمرین خود را انجام دهد تا بتواند به موفقیت برسد. این کار به مداومت و پشتکار فراوان نیاز دارد در آن صورت است که اگر فرآیند نیکو باشد، خوش فرجام خواهد بود یعنی نوشته خوبی خواهید داشت و این مایه افتخار است.

برای خودتان فهرست موضوعی تهیه کنید تا هر از گاهی به سراغشان بروید و بعنوان ایده ای خوب بتوانید درباره شان بنویسید.

نوشتن تمرینی است که نمی گذارد یخ بزنیم بلکه همیشه آزاد و رها هستیم. گاهی می خواهیم در نوشته هایمان از کلمات قلمبه و سلمبه و بدور از ذهن استفاده کنیم. نویسنده معتقد است در کمال سادگی فقط بنویسید حتی نیازی نیست از ابتدا از استعاره و تشبیه استفاده کنید فقط تا می توانید بنویسید از هر موضوعی، خاطرم هست استاد کلانتری هم همیشه در همه کلاس ها و آموزش ها و برنامه های لایوشان تاکید روی نوشتن بدور از هر گونه کمال طلبی داشتند.

نوشتن امری مادام العمر و مستلزم تمرین بسیار است پس غذای آماده ای نیست. در آغاز نمی دانید ثمره اش بریانی خواهد شد یا خوراکی برای ضیافت یا چیزی دیگر.

حتما با مطالعه کردن به خودمان فرصتی بدهیم برای آموختن. سعی کنیم جزئیات را در نوشته های خود ببینیم و به آنها اشاره کنیم چون مطلب مان جذابتر و منعطف تر خواهد شد.

نویسنده بودن یعنی بیان جزئیات زندگی خود، دیگران و آنچه در پیرامون ما می گذرد. وقتی خاطره ای را با جزئیات تعریف می کنیم و می نویسیم در واقع به نوعی تاریخ را بازگو کرده ایم و این خیلی ارزشمند است.

نویسنده معتقد است، اساسا اگر می خواهید نویسنده خوبی شوید، باید به این امور بپردازید:

مطالعه بسیار، گوش سپردن ژرف، نوشتن بسیار و پرهیز از اندیشه مفرط.

فقط به دل واژه ها و صداها و حسهای رنگارنگ فرو روید و بگذارید قلم شما سر صفحه کاغذ در حرکت باشد.

اگر کتاب های خوب بخوانید، هنگامی که می نویسید کتابهای خوب از شما می تراود.

سعی کنید دچار گم گشتگی نشوید چون ابهام بوجود می آورد و به نوشته ای در هم و برهم می انجامد.

با آرامش و صبوری تا می توانید بنویسید.

با مطالعه آثار فاخر سایر نویسندگان عاشق آنها و سبک نگارششان می شویم براستی که نویسندگان عاشقانی راستین اند.

با نوشتن ارتباط دلی با سایر هم مسلکان پیدا می کنیم و صادقانه در رسیدن به هدف مشترک به هم کمک می کنیم.

سعی کنیم از آثار ارزشمند همدیگر نهایت بهره مفید را ببریم و حسادت نورزیم . بلکه صادقانه نقاط قوت همدیگر را گوشزد کرده و سعی بر رفع نقاط ضعیف تر نماییم و با همدلی بتوانیم بر دغدغه های همدیگر فائق آییم.

پس تلاش کنیم با تمام وجود بطرف نوشتن برویم و هیچ گونه هراسی نداشته باشیم با صبوری به هدف غایی که همانا رسیدن به کرسی نویسندگی است نائل آییم و در کنار مردم از شادی و درد و رنج هایشان بنویسیم و صدایشان باشیم.

به امید روزی که بتوانم بر این کرسی بنشینم و با افتخار کتاب های چاپ شده ام را امضا کنم و به مخاطبین نازنینم تقدیم نمایم. 

   ” آمین”