در میان انبوهی از کتاب، مطلب ارزنده، ایده های ناب، سخنان نغز بزرگان و هزاران هزار جمله ناب دیگر همچون کلاف سردرگم به خود می پیچد و از شدت احساس بیهودگی در گوشه ای لم می دهد و مدام با خودش واگویه دارد. زمزمه هایی که همچون پتکی بر سرش فشار وارد می آورند. لیوان قهوه اش را بر می دارد و جرعه ای از آن می نوشد دفتر کاهی را باز می کند و با قلمی که لای صفحات آن جا خوش کرده بود شروع می کند به نقطه کشیدن. بی هدف چندین نقطه و خط و گاهی چند خط و خلاصه بعد از ساعتی طرحی زیبا را می آفریند که همچون جرقه ای همه آن کلاف سر درگم ذهن اش به یکباره مرتب شده و گویی دوباره متولد شده باشد از جا بلند میشود و با شوق فراوان بلند بلند شعری را می خواند و از فرط خوشحالی دور حیاط می چرخد و احساس می کند انیشتین است و با خنده می گوید یافتم… یافتم

گاهی گره های ذهنی باعث توقف ما از انجام کاری می شوند و همچون ترمز جلوی حرکت رو به جلو را می گیرند. یکی از این گره ها، کمال طلبی است همیشه فکر می کنیم باید همه چیز عالی باشد تا خوب بدرخشیم.

واقعیت این است، لازم نیست حتما عالی باشیم تا شروع کنیم، ولی باید حتما شروع کنیم تا بتوانیم عالی باشیم و رشد کنیم. 

یکی دیگر از گره ها، مصداق این ضرب المثل است:

“کار امروز را به فردا انداختن”

بقول ناپلئون هیل:

“منتظر نشوید، زمان مناسب هیچگاه فرا نخواهد رسید از همان جا که ایستاده اید شروع کنید. با هر وسیله ای که در دسترس دارید کار کنید. بهترین وسیله ها را حین طی مسیر پیدا خواهید کرد. “

اینجاست که باید سفارش استاد شاهین کلانتری را مبنی برانجام تمرینات روزانه نویسی، نوشتن صفحات صبحگاهی و رونویسی از متن کتاب ها و آثار بزرگان آویزه گوش کرد تا از هدف اصلی که همانا “تولید محتوا ی خوب” است دور نماینم.

بیایید با تمرین مداوم روزانه و مطالعه بیشتر ، موفقیت خود را تضمین کنیم.