فریبا نبی زاده

آرامش

خانه » آرامش

«آرامش» چیست؟

در دنیای پرهیاهوی کنونی، چرا داشتن «آرامش» کمرنگ است؟ هر روز با خبرهای ناگواری برمی‌خوریم که خواسته یا ناخواسته آرامش‌مان بیشتر رنگ می‌بازد و دچار اغتشاش و بی‌حوصلگی می‌شویم. گاهی با شنیدن خبرهای منفی آن‌چنان دچار افسردگی و سرخوردگی می‌شویم که دیگر حال خوشی نداریم و کم‌کم با خودمان هم بیگانه می‌شویم.

واقعا چرا مثل نسل‌های گذشته، از زندگی خود لذت نمی‌بریم؟  پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های‌ ما، باوجود زندگی ساده و بی‌پیرایه‌یی که داشتند اما براحتی از آن لذت می‌بردند. از کوچک‌ترین اتفاق‌ خوشایند در زندگی‌شان چنان سرمست می‌شدند که گویی کل دنیا را به آن‌ها داده‌اند. دورهمی‌ها باعث شادی‌شان می‌شد. جشن‌های عروسی که بدور از هرگونه تکلف در حیاط خانه‌ها برگزارمی‌شد یا حتی مراسم ختم هم یک نوع دلخوشی و دلگرمی برای‌شان محسوب می‌شد.

جالب این‌که گویی «آرامش» در وجود آن‌ها مسری بود. یعنی وقتی کنارشان بودی تو هم حس شادی و آرامش را داشتی. اما حالا، با وجود این همه امکانات، وسایل و تجهیزات به اصطلاح پیشرفته و مدرن، باید گفت:

«دل خوش سیری چند؟»

به محض این‌که تلویزیون را روشن می‌کنیم یا گوشی موبایل را دست می‌گیریم با خبرهای ناگوار جنگ، زلزله، کشت‌وکشتار و خبرهای ناخوشایند مواجه می‌شویم و آن حال خوب و آرامشی که لحظه‌ای قبل داشتیم در یک چشم برهم‌زدنی ناپدید می‌شود و دلهره و دل‌شوره به سراغ‌مان می‌آید.

چرا آرامش برای سلامتی ما لازم است؟

برای حفظ تعادل روحی و روانی و کارکرد بهتر تک‌تک سلول‌های بدن‌مان، داشتن آرامش تاحدودی لازم و ضروری است. چرا تاحدودی، چون اگر فرد در زندگی خود بیش از اندازه آرامش داشته باشد درواقع یک زندگی یکنواخت و بدون چالش دارد که ممکن است او را به ورطه‌ی افسردگی بکشاند. پس لازمه‌ی داشتن آرامش، تمرکز روی مرکز ثقل و برقراری تعادل در زندگی است.

همانطور که اشاره شد داشتن کمی غم، چالش و استرس در زندگی لازم است اما همواره باید مراقب باشیم که به سلامتی روحی و جسمی بدن‌مان آسیب‌نزند.

در واقع این هنر ما است که بتوانیم با برقراری این تعادل و ماندن در وضعیت مرکزی، با ایجاد حال خوب به آرامش لازم برسیم.

با این وصف، گاهی لازم است به فکر فرو ‌رویم و از خود ‌بپرسیم:

«چگونه می‌توانیم به آرامش برسیم؟»

چگونه می‌توانیم به آرامش برسیم؟

گاهی با شرایطی در زندگی روبه‌رو می‌شویم که نمی‌توانیم آن‌را تغییردهیم، بهترین راه برای رسیدن به آرامش، پذیرش آن شرایط است. با «پذیرش» می‌توانیم به آرامش درونی برسیم. اگر به این قانون هستی واقف باشیم و ایمان داشته باشیم که در جهان نظمی وجود دارد و هر اتفاقی بدون دلیل رخ نمی‌دهد، راحت‌تر می‌پذیریم که هر اتفاقی که باعث برهم زدن آرامش ما می‌شود نکته و درسی برای ما در دل دارد و تا زمانی که ما یا دیگران آن درس و پند لازم را نگیریم، آن اتفاق تکرار شدنی است.

وقتی افکار منفی بر ما چیزه شوند،

به هیچ وجه به آرامش واقعی نخواهیم رسید.

«دالایی لاما»

 

در مقابل اتفاقاتی که هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم، باید آن‌ها را به خدا بسپاریم و مثبت فکر کنیم و حرف‌های خوب بزنیم چون همین حرف خوب، حال‌ ما را خوب‌تر می‌کند و باید بدانیم که بروز هر اتفاقی بی‌دلیل نیست و حکمتی دارد.

به جای اینکه هیاهو برپا کنیم و به چوش و خروش بیافتیم و برای خود و اطرافیان نگرانی ایجاد کنیم، بهتر است برای لحظاتی چشم‌های خود را ببندیم و روی تنفس‌مان تمرکز کنیم و خود را از خشم رها و آزاد کنیم.

کسانی که خود را از افکار رنج‌آور رها سازند،

به آرامش واقعی خواهند‌رسید.

«بودا»

گاهی بهتر است که به طبیعت برویم و با سکوت به درون خود گوش‌کنیم.

هم‌چنین، گوش‌سپردن به یک موسیقی آرام می‌تواند حال ما را خوب کند.

در هرحال، خودمان باید به فکر حال خود باشیم و اسباب آرامش را فراهم کنیم. سعی کنیم به جای حرف زدن و جنجال به پا کردن به سمت افکار منفی نرویم و اگر کاری از دست‌مان برمی‌آید انجام دهیم.

به قول شاعر:

«دو صد گفته چون نیم کردار نیست.»

اگر برای چیزهایی که هنوز اتفاق نیافتاده اند، نگران باشیم در واقع حال خود را بد کرده‌ایم. در این‌صورت اگر می‌توانیم کار مثبتی انجام دهیم وگرنه به پیشواز نرویم و فقط از لحظه حال لذت ببریم. شاید اصلن اتفاق نیفتد و شاید شرایط تغییر کند و بهتر شود.

از قدیم گفته‌اند:

«از این ستون تا آن ستون فرج است.»

توکل داشتن و امید در زندگی، می‌تواند ما را از نگرانی‌ها دور نگه داشته و به آرامش برساند.

سعی‌کنیم خود را با خواندن یک کتاب خوب، دیدن یک فیلم که حال‌مان را خوب می‌کند، مشغول کنیم. خواندن اشعار زیبای شعرای بزرگ فارسی زبان، چقدر به ما حس آرامش می‌دهد و این خود گنجینه‌ی بزرگی است که در اختیار داریم.

داشتن دوستان خوب و هم‌نشینی و هم‌صحبتی با آن‌ها می‌تواند به ایجاد آرامش و حال خوب ما کمک کند.

با «نوشتن» می‌توانیم تمامی افکارمنفی و آن‌چه که از نظر روحی ما را ضعیف کرده، از خود دور کنیم و آن‌ها را بیرون بریزیم و ذهن خود را سبک و خالی کنیم و با فکرکردن به چیزهای مثبت و قشنگ به آرامش خود کمک کنیم.

همچنین با «مدیتیشن» و تمرکز روی دم و بازدم خود می‌توانیم برای مدتی عشق و آرامش را در وجود خود احساس کنیم و همانظور که اشاره شد، احساسات منفی برای سلول‌های بدن مضر هستند پس با تمرکز روی دم و بازدم خود می‌توانیم احساسات مثبت را با نورالهی به کل وجودمان بتابانیم و سرشار از حس خوب و آرامش شویم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *