یک دفعه تصمیم گرفتم و رفتم به سمت تراس کوچک توی اتاق، ایستادم و به گلدان ها خیره شدم، تک تک شان را بر انداز کردم. گلدان کوچک انار که بیشتر برگ هایش خشک شده بود چقدر شکوفه گل انار داده با خودم گفتم خب طبیعی است فصل پاییز است و برگ درختان و کلها معمولا خشک و زرد می شوند و میریزند.

با دستم شاخه هایی که از برگ های خشک پوشیده شده بودند را نوازش کردم و همه اون برگهای پوسیده با حرکت دست ام به زمین ریخت. گویی شاخه های انار نفس دوباره ای کشیدند، سبک شدند بعضی از شاخه ها هم که گل انار به آنها آویزان بود، هدایت شان کردم روی شاخه های قویتر تا تکیه دهند و کمی راحت تر بارشان را تحمل کنند.

گل های بنفش توی بقیه گلدانها را که دیگه نگو و نپرس اینقدر شاخه های بلند اضافه شده بود که روی زمین پخش شده بودند برگهای قدیمی تر هم پوسیده بودند و اونها هم منتظر دست نوازش گری بودند خلاصه به خدمت آنها هم رسیدم. گلدانهای خالی از گل را یک گوشه ج

مع کردم و بهشون قول دادم که در اولین فرصت همنشین های خوبی برایشان خواهم آورد و سبرشان خواهم کرد. به رسم رفاقت همیشگی گلدانها را به ترتیب قد و قواره کنار هم مرتب چیدم و برای رفع عطش شان جرعه ای آب نثارشان نمودم.

کف بالکن پر شده بود از شاخ و برگ های اضافی و پوسیده و علف های هرز همه را جمع کردم و در کیسه ای گذاشتم کف تراس را هم با آب و تی تمیز شستم. نفسی تازه کردم چقدر حال دلم خوب شد گویی من هم سبک شدم.

گاهی در زندگی افکار منفی و مزاحمی وجود دارد دقیقا مثل همین شاخ و برگ هایی که صحبتشان را کردم که باعث همه سردرگمی ها، دلشوره ها و هزاران فکر منفی دیگر هستن که مانند کلاف در هم پیجیده ای باعث کلافگی های روزمره مان می شوند و اگر آنها را ریشه یابی نکنیم و به دادشان نرسیم باعث بروز خشم و عصبانیت و تشویش و اضطراب و در نهایت باعث افسردگی ما می شوند.  هر کجا که برویم، هر کجا که بنشینیم، هر کاری که بکنیم همیشه با ما هستن و گویی کوله باری سنگین را با خودمان حمل می کنیم.

اگر یاد بگیریم افکار و ذهنیات پوسیده را از خود دور کنیم و بقولی آنها را هر از چند گاهی هرس کنیم و اضافات و کهنه افکار را دور بریزیم آنوقت چقدر سبک بال می شویم و می توانیم بیشتر به افکار مثبت و ایده های ناب برسیم. زندگی شیرین تر شده و فارغ از هر گونه منفی بافی می توانیم هنگام تصمیم گیری ، بهترین تصمیم را بگیریم و موقع انتخاب، بهترین راه را انتخاب کنیم. خلاصه یک خانه تکانی ذهنی و روحی کلی کارساز خواهد بود.

خانم راندا برن در کتاب قدرت خود خاطر نشان کرده است که ما انسانها با احساسات و افکار خود زندگی خود را شکل می دهیم و بعبارتی هر کسی با فکر خودش زندگی خود را میسازد. در صورتی که احساسات و افکار ما منفی باشد مسلما در زندگی احساس خوشبختی و رضایت نداریم ولی اگر یاد بگیریم که همیشه مثبت باشیم و افکار مثبت را جایگزین افکار منفی نماییم می توانیم بر احساسات بد غلبه کنیم و زندگی مان را تغییر دهیم.

بودن در لحظه بسیار به ما کمک می کند که بتوانیم از این افکار مزاحم دور بمانیم. نوشتن راه حل دیگری است که بسیار سودمند است من خودم هر موقع که احساس خوبی ندارم که در نتیجه افکار منفی است، همان احساس را می نویسم و با نوشتن در واقع می توانم با آن حس بد مواجه شوم ببینمش و به نوعی ملموس تر می شود و بعد از خودم می پرسم چرا این حس را دارم؟ ریشه یابی می کنم و بعد که علتش را فهمیدم از خودم می پرسم چه بهتر بود می کردم و چه بهتر بود می گفتم؟ با پاسخ به این سوال ها گویی دست از سرزنش کردن خود برداشته و به دنبال بهترین راه حل گشته ام . بدین ترتیب می توانیم بر حس و افکار منفی خود غلبه کنیم و مثبت باشیم.

به امید کشف قدرت درونی خود و کاربردش در جهت مثبت و رسیدن به کمال مطلوب.