آیا تا بحال به معنا و مفهوم ضمیر ناخودآگاه فکر کرده اید؟

آیا از خود پرسیده اید، دلیل رویاهای عجیب و غریب تان چیست؟

آیا اشتباهات لپی یا لفظی شما معنای خاصی دارد؟

به منظور پاسخگویی به پرسش های فوق، لازم است مختصری در مورد ضمیر ناخودآگاه خود بدانیم.

ضمیر ناخودآگاه، بخش بسیار مهمی از ذهن است و می‌تواند تمام ابعاد زندگی انسان را تحت کنترل خود بگیرد. به طوری که تمام تجربیات و خاطرات ما از روز اول تولد در ذهن باقی مانده و ممکن است بعدا در زندگی‌مان تاثیرات مثبت و منفی بسیار بگذارند.

همه این ماجراها به گونه‌ای در ناخودآگاه اتفاق می‌افتد که فرد حتی متوجه آن‌ها نیز نمی‌شود.

ضمیر ناخودآگاه شامل احساسات و افکاری است که نسبت به آن آگاهی نداریم اما بر رفتار ما تاثیر می‌گذارند. این بخش ذهن منبع تمام غرایز، رویاها، عقده‌ها و غم‌های انسان است.

با شناخت ضمیر ناخودآگاه و نحوه کارکرد آن، می توانیم با ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کرده و به درجه بالاتری از موفقیت و شادکامی برسیم.

به عقیده دانشمندان علوم انسانی و بخصوص روانشناسی،  انسان‌ها دارای دو شعور (ضمیر) هستند:

یکی شعور آگاه و یکی شعور ناآگاه.

فروید کاشف ضمیر ناآگاه بود که بطور علمی آنرا مطرح کرد.

از آنجایی که او دکتر و روانپزشک بود، متوجه شد خیلی از بیمارانی که به او مراجعه می کردند اگرچه نقص عضوی نداشتند ولی نمی توانستند عضو (پای)خود را حرکت بدهند. این نوع بیماری بنام فلج هیستریک معروف بود.

بدین معنی که عضو مربوطه (پا) سالم است ولی او آنچنان باور قوی دارد که گویی واقعا فلج است و نمی تواند راه برود.

فروید، متوجه شد چیزی از درون به آنها دستور می دهد که از آن عضو استفاده نکنند، و این عمل بطور ناخودآگاه است.

فروید ضمیر ناخودآگاه انسان را بدین صورت تشریح می نماید: هنگامی که به اقیانوسی نگاه می کنیم، قله سفیدی از یک کوه یخ را می بینیم که پنح قسمت آن زیر آب و از دیده پنهان است و فقط یک قسمت آن قابل دیدن است. او شعور ناآگاه را به آن قسمت که زیر آب است تشبیه کرده است که در واقع همین قسمت است که مسیر حرکت کوه را تعیین می کند بدون آنکه دیده شود.

بعبارتی ضمیر ناخودآگاه، بخش ناهوشیار ذهن انسان که محل انباشت عقده‌های حل نشده، رویاها و امیال سرکوب شده است و اگر میزان این محتویات در ضمیر ناخودآگاه بیش از حد بشود، انسان را به سمت اختلالات روانی هدایت می کند.

ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا این مسائل و نیازهای سرکوب شده، به آنجا هدایت می شوند؟

دلیل آشکارش این است که هنگامی که فرد با مشکلات و نیازهایی مواجه شود که نتوانسته آنها را حل کند و برایش مشکل آفرین بوده اند دچار اضطراب و نگرانی می شود و چون نمی تواند آنها را تحمل کند بعبارتی نمی خواهد جلو چشمش باشند پس بطور ناخودآگاه به ضمیر ناآگاه که پنهان است فرستاده می شوند و در واقع فرد برای مدتی از مواجهه با آنها مصون می ماند اما اگر این عقده ها و نیازها به موقع برآورده نشوند شخص را به ورطه بیماری و افسردگی شدید می راند.

در اصطلاح روانشناسی فرد بخاطر نیازهای سرکوب شده خود دچار عناد بخود می شود یعنی با خود بد می شود حتی گاهی دیگران را مقصر و عامل بدبختی خود می داند و با دیگران هم بد می شود بعبارتی نسبت به دیگران هم عناد دارد.

سوالی که اینجا مطرح است این است:

چرا “عناد” به عنوان یک نیاز پنهان محسوب می شود؟

با یک مثال پاسخ سوال بالا را روشن می نماییم.

تصور کنید شخصی در گذشته اشتباهاتی کرده است و حالا از کسانی که همان اشتباهات را میکنند متنفر می شود ولی بخاطر عرف و جامعه نمی تواند نفرت خود را نشان دهد بنابراین، این تنفر را می فرستد در ناخودآگاه خود چون نمی خواهد بفهمد که در واقع از خودش متنفر است.

اگر اینرا بفهمد، عناد بخودش خیلی زیاد می شود  و ممکن است خودش را بکشد.

در واقع ضمیر ناخودآگاه بعنوان یک مکانیزم دفاعی در وجود بشر عمل می نماید و مانع خودکشی فرد می شود.

خب حالا ضمیر ناخودآگاه چگونه خود را نشان می دهد و بعبارتی تجلی می یابد؟

همانطور که گفتیم، چیزهایی که ما به ضمیر ناخودآگاه مان می فرستیم به شکل تحریف شده ای که برای جامعه و منطق و اخلاق بد نباشد در می آیند و این عمل مثل بخارهای دیگ زودپز است که از طریق سوپاپ باید به بیرون بیاید و گرنه دیگ منفجر می شود.

یعنی تجلی ضمیر ناخودآگاه در واقع مکانیزم های دفاعی وجود ما هستند که باید به شکلی از وجود ما بیرون بیایند تا ما زنده بمانیم و گرنه همانطور که اشاره شد، در اثر عناد بخود، میل به خودکشی در انسان ایجاد میشود و نسل بشر منقرض می شود.

فروید معتقد است

لغزش های گفتاری یا اشتباهات لپی ما از این نوع نیازهای واقعی ما هستند که واپس زده شده اند.

کسانی که اشتباه می کنند در واقع حرف دلشان را میزنند. شوخی ها گاهی از این نوع هستند.

 

همانطور که گفته شد، ناخودآگاه یک مکانیزم دفاعی است و نقش آن حفاظت شخص از اضطراب است.

برای مثال:

شخصی از پدرش متنفر است، مذهب و عرف به او می گوید تو ملعون هستی و در این ضمن شخص به پدر خود احتیاج دارد به همین دلیل اگر تنفرش را ببیند دچار اضطراب می شود و برای رهایی از اضطراب، بدون اینکه متوجه باشد آنرا میفرستد به قسمت ناخودآگاهش.

مکانیزم های دفاعی زبان تحریف شده واقعیات است که توسط ضمیر ناخودآگاه ما تشکیل می شود.

فروید می گوید حتی شوخی های ما میتواند معنی دار و حاوی حقایقی از ناخودآگاهمان باشد. اگر شخصی خودشناسی کرده باشد و با زبان ناخودآگاه خود آشنا باشد خوب می تواند شوخی ها و لغزش های گفتاری خود را قضاوت کند.

در کلاس های خودشناسی تاکید می شود که بخوبی ضمیر ناخودآگاه خود را بشناسیم و از عملکردش آگاه شویم تا کمتر دچار نگرانی و اضطراب شویم.

چگونه می توانیم با خودشناسی ضمیر ناخودآگاه خود را بشناسیم؟

 

  1. از طریق خودشناسی متوجه سلطه جویی ها و خیلی مشکلات دیگرمان می شویم اما این را بدانید که خواب هایمان خیلی به ما کمک می کنند که سریعتر مشکلاتمان را حل کنیم.
  2. تمرین واکنش سنحی و رنجش زدایی قدم به قدم ما را با ضمیر ناآگاه مان آشنا می کند و باعث می شود مصیبت های زندگیمان را کم کم به نیک بختی تبدیل کنیم.
  3. با تکیه بر این سه اصل شناخت – قبول – تمرین راه آشنایی ما با ضمیر ناخودآگاه مان سهل تر است.
  4. تمرین دیگر نوآموختگی است. عاداتی که در ما خیلی قدرت دارند بخاطر اینست که در ضمیر ناخودآگاه مان رخنه کرده و بخاطر این است که اینقدر قدرت دارند.

برای مثال اگر به یک کودک شش ساله گفته شود که تو استعداد ریاضی نداری، و نمی توانی ریاضی یاد بگیری، این عبارت در ذهن ناآگاهمان بلوکه می شود و تا بزرگسالی نمی توانیم از عهده کاری بر بیاییم و در درس ریاضی دچار ضعف خواهیم بود و همین باعث عرت نفس پایین مان می گردد.

حالا ما می توانیم به اختیار خودمان چیزهایی را که باعث پیشرفت مان می شود در حالت آرامش کامل جسمی به ذهن تلقین کنیم. وقتی به اندازه کافی تکرار شود می رود توی ضمیر ناآگاه و همانقدر قوی می شود.

پس تصاویر و جملات تلقینی که به اندازه کافی تکرار شود حتما عمل می کند. راه تغذیه مثبت ضمیر ناخودآگاهمان نوآموختگی و تمرین طولانی همراه با تشویق است.

 

با تمرینات خوب خودشناسی این هفت عامل را در خود خواهیم شناخت تا انسانی خودیافته شویم:

غرورهای عصبی /تضادها /عنادها ( عناد بخود و عناد به دیگران) /

باورهای اشتباه و غلط /توقعات نابجا از خود / توقعات نابجا از دیگران

 

گاهی کاری انجام می دهیم که بر مبنای عقل و شعور مصلحت بین ما نیست، بلکه آنچه که ما را بحرکت وامی دارد همین ضمیر ناخودآگاه است که اشتباه و غلط است و ما آن را توجیح می کنیم.

با کمک تمرین های خوب خودشناسی همچون ،

رنجش زدایی، واکنش سنجی و تعبیر خواب هایمان بصورت تداعی آزاد و تجسم ذهنی می توانیم به محتویات ناخودآگاه مان پی ببریم و از وجود این هفت مورد  که در بالا اشاره شد در وجودمان آگاه شویم و نسبت به اصلاح و تغییر آنها اقدام کنیم.

تمرین زیر می تواند تأثیر شگرفی در تحقق بخشیدن به خواسته هایتان داشته باشد و شما را به آرامش برساند:

ابتدا لیستی از هدف ها، خواسته ها و آرزوهای مان را بالای سرمان بگذاریم و شب، قبل از خواب و صبح، قبل از برخاستن از بستر آنرا بخوانیم. همین، و نتیجه را رها کنیم و به عهده ناخودآگاهمان بگذاریم. بعد از مدتی اتفاقات جالبی می افتد که باور نمی کنید.

هر ناممکنی را وقتی به مدت کافی و با تکرار، به ضمیر ناخودآگاه مان بدهیم حتما ممکن می شود.

با انجام مرتب تمرینات خودشناسی راحت تر می توانیم به محتویات ضمیر ناخودآگاه خود دست یابیم و در واقع به خود واقعی مان نزدیکتر می شویم و بدین طریق به رشد خودمان کمک بیشتری می نماییم.

از آنجایی که ضمیر ناخودآگاه انسان از قدرت بسیار بالایی برخوردار است، در صورت برقراری ارتباط موثر با آن، می‌توانید آرامش روانی خود را تامین کرده و به خودشکوفایی برسید. البته به اعتقاد برخی در این راستا کمک گرفتن از یک درمانگر می تواند خود راه حلی موثر باشد.

استفاده از جملات مثبت انگیزشی تاثیر بسیار زیادی بر روی ناخودآگاه انسان گذاشته و زمینه را برای موفقیت و شادکامی ایجاد می‌کنند، در این روش به نوعی از تلقین می توان استفاده نمود.