«عشق به خود» یعنی دوست داشتن خود؛ یعنی شفقتورزی. «عشق به خود» یعنی عشق به طبیعت و جهان پیرامون. تا خود را دوست نداشته باشیم نمیتوانیم به دیگران عشق بورزیم.
مهرورزی و دوستی با خود اساس مهرورزی به دیگران است. وقتی بتوانیم خود را دوست داشته باشیم میتوانیم دیگران را هم بهتر دوست داشته و ارتباط بهتری برقرار کنیم.
با دادن عشق به خود رابطه بهتری با جسم و روان خود برقرار میکنیم.
عشق به خود ما را با خودمان آشناتر میکند. بهتر خودمان را درک میکنیم و میپذیریم.
با عشق به خود خودشناسی زیباتر میشود.
عشق به خود محبت را در دل دوصد چندان میکند و در بیرون از ما این عشق متجلی میشود. بنابراین هر چه بیشتر به خود عشق بورزیم رشد بیشتری خواهیم داشت.
در کتاب مشترک «سودای عشق» که اولین تجربه نگارشم طی این سالهاست درباره «عشق» نوشتهام و به سخن نلسون ماندلا که در این باب گفته اشاره کردهام:
«انسانها آفریده شدهاند تا به آنها عشق ورزیده شود و اشیا ساخته شدهاند که مورد استفاده قرار بگیرند. دلیل آشفتگیهای دنیای امروزی این است که به اشیا عشق ورزیده میشود و انسانها مورد استفاده قرار میگیرند.»
این سخن نغز یادآور مبحث بسیار مهمی در خودشناسی است با عنوان «عشق ورزی» یا همان «عشق به خود.»
عشق نیرویی شفابخش، هماهنگکننده، روشنگر و شکوفاکننده است. عشق در قالب مهربانی، ادب، محبت، مراعات حال دیگران، سپاسگزاری و از خودگذشتگی متجلی میگردد و بدون هیچ وابستگی به اشخاص حس همدردی و همدلی را ایجاد مینماید.
هنگامی که فرد خود را دوست داشته باشد میتواند همه موارد مطرح شده در مقدمه این جستار را بدون هیچ چشمداشتی در حق دیگران رعایت کند.
قبلا” اگر از من میپرسیدند: مهمترین فرد زندگیات کیست؟ و چه کسی را بیشتر دوست داری؟
قطعا” اول پدر و مادر بعد فرزند و همسرم را نام میبردم. اما حالا آموختهام که خودم باید اولویت زندگیام باشم. خودم را باید بیشتر از همه دوست بدارم (البته حمل به خودستایی نباشد) تا بتوانم عشق و محبت را نثار دیگران کنم.
تا زمانی که فرد برای خودش ارزشی قائل نباشد دیگران هم قدرش را نخواهند دانست. اگر عشق به خود را سرلوحه کار خود قرار دهیم مطمئن باشید عشقی را که در وجودمان نسبت به خود داریم از جان و روحمان ساطع شده و به محیط اطراف و دیگران هم سرایت میکند.
زیرا عشق انرژی است. از جنس نور است و تشعشع دارد. قدر مسلم انرژی ساکن نیست و میتواند در همه جانها نفوذ یابد.
«عشق به خود» پایه و اساس همه عشقهاست. عشق به معبود، عشق به پدر و مادر، عشق به فرزند، عشق به همسر، همکار، دوست و … .
سقراط فیلسوف بزرگ میگوید:
«خودت، خودت را بشناس»
و در دین اسلام هم آمده:
«خود را بشناس تا خدای خود را بشناسی»
زمانی که فرد بتواند به خودش عشق بورزد میتواند خودش را به راحتی با تمام نواقص و کمبودها و نقاط قوت و ضعف بپذیرد. با خودش رو راست باشد و درک این موضوع او را به «خودشناسی» نزدیک میکند.
عشق به خود باعث میشود تا رابطه خوبی با خود داشته باشیم، درک بالاتری از تواناییهایمان داریم. با عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری عمل میکنیم و در جهت رشد و بالندگی قدم بر میداریم.
وقتی حس رضایت از خود داریم ارتباط بهتری با اطرافیان خواهیم داشت. دیگر توقعی از آنها نخواهیم داشت بلکه با روی گشاده آنها را میپذیریم و درک میکنیم. محبت و احترام متقابل را میآموزیم. کمتر دچار دشمنی و عناد با خود و دیگران میشویم.
«عشق به خود» باعث شکوفایی استعداد درونیمان میشود و به ما این انگیزه را میدهد تا در مسیر رشد و شکوفایی و زندگی بهتر قدمهای مثبتی برداریم. شور و شوق به زندگی در ما تقویت شده و میتوانیم به آرامش برسیم.
توجه به خود و وقت گذاشتن برای خود و انجام آن چه که میخواهیم همان عشق به خود است. شاید به ظاهر خودخواهی باشد اما برای مثال وقتی که تصمیم میگیرم در یک کارگاه آموزش جستارنویسی به مدت ۴ ساعت شرکت کنم بدین معنا است که برای خودم احترام و ارزش قائل هستم و میخواهم برای رشد و تقویت مهارت نویسندگیام از زمانم بهترین بهره را ببرم بدون این که به دیگران آسیبی برسانم پس منافاتی ندارد.
بدین ترتیب از لحظات خود به بهترین نحو استفاده میکنیم و به دیگران هم میفهمانیم که چگونه با ما رفتار کنند و همان قدر که خودمان برای وقت و زمان خود ارزش قائل هستیم آنها هم میاموزند که به عقیده و کارمان احترام بگذارند.
وقتی خود را دوست داشته باشیم، دیگران را بیشتر دوست خواهیم داشت.
هر چه مهارت «عشق به خود» یا «خویشتندوستی» را در خود تقویت کنیم احساس رضایت از خودمان بالاتر میرود و علاوه بر این که خودمان را بیشتر دوست خواهیم داشت، دیگران را هم با مهر بیشتری دوست خواهیم داشت و این دوستیها خالصانهتر، محترمانه و مستدام خواهند بود.
آخرین دیدگاهها