فریبا نبی زاده

خودشناسی و مراحل آن

خانه » خودشناسی و مراحل آن

مقدمه

از آنجایی که انسان تنها جانداری است که صاحب فکر و اندیشه است، می تواند با تعقل در امور خود به کنکاش بپردازد و از طرفی چون جستجوگر است، سعی می کند بهترین را برای خودش بیابد.

قدرت تشخیص خوب از بد را دارد. بنابراین، می تواند براحتی سرنوشت خود را در جهتی که می خواهد تغییر دهد و به بهترین نحو در کمال آرامش و آسایش زندگی نماید.

اصولا انسانها در زندگی بدنبال یافتن پاسخی مناسب برای این دو پرسش از خود هستند:

من کیستم؟

بعبارتی همیشه خواسته، خودش را بشناسد و دیگر اینکه،

این ها چه هستند؟

یعنی طالب شناخت اشیاء یا بعبارتی جهان پیرامون خودش بوده است.

در همین باب، سقراط فیلسوف بزرگ، دستور داد تا بر سر در معبد دلف بنویسند:

“خودت، خودت را بشناس”

همچنین در کتاب آسمانی ما مسلمانان هم بر این عبارت تأکید شده:

من عرف نفسه، فقد عرفه رب

هر کس خود را بشناسد ، خدای خود را شناخته است.

بنابراین، “خودشناسی” مهمترین تکلیف و مفیدترین تمرین خودسازی و تقویت قوای معنوی برای هر انسانی است و او را از خودشناسی به خداشناسی می رساند.

تعریف خودشناسی

“خودشناسی”، یعنی شناخت خود و تلاش انسان برای یافتن بهترین مسیر زندگی.

در واقع ، با خودشناسی به شکلی سنجیده و آگاهانه می توانیم به سعادت و خوشبختی برسیم.

خودشناسی بخشی از علم روانشناسی است که هر شخصی به فراخور نیازش برای رسیدن به آرامش در زندگی خود، لازم است تا نسبت به آن واقف شده و در جهت شناخت خود قدم های مثبتی برداشته و از کاربرد تکنیک ها و روش های کاربردی آن در جهت رشد و توسعه فردی خود ،بهره مند گردد.

خودشناسی یک فرآیند سیستماتیک است که به شیوه‌ای روشن و با هدفی مشخص صورت می‌گیرد.

به عبارت دیگر، خودشناسی بستری ضروری برای خودشکوفایی است. بدین معنی که هر کس با شناخت خویش و نیازها و قابلیت‌های خود می‌تواند در مسیری روشن گام بردارد.

بنابراین، بدون خودشناسی، تلاش‌های انسان بی هدف خواهد بود.

اهمیت خودشناسی

از آنجایی که هر انسان متمدن  و با فکری، در صدد اصلاح و تغییر خود می باشد و برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت تلاش می نماید، ضروری است که خودشناسی را در اولویت امور خود قرار دهیم.

برخی از افراد بدلیل عدم آگاهی از اهمیت این موضوع، خودشناسی را جدی تلقی ننموده و آنرا کاری عبث یا سخت و دشوار می دانند بهمین دلیل به سراغش نمی روند.

در صورتی که نسبت به فوائد خودشناسی آگاهی و شناخت پیدا نمایند، راحت تر می توانند در تعیین اهداف خود و اولویت بندی امور خود آنرا بگنجانند و با آموزش و تمرین مداوم نسبت به آن همت گمارند.

 فوائد خودشناسی

با خودشناسی می توانیم،

  • لایه های شخصیتی خود را بهتر بشناسیم، اینکه فردی درون گرا هستیم یا برون گرا
  • نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کنیم. در جهت تقویت یا اصلاح آنها تلاش کنیم.
  • ترس هایمان را بشناسیم.
  • تردیدها و دو دلی هایمان را ببینیم.
  • فرصت های زندگی خود را شناسایی کنیم و از آنها در جهت رشد خود استفاده نماییم.
  • از افکار منفی و تهدید ها دوری کنیم. در واقع با یادگیری تکنیک های خودشناسی می توانیم افکار مثبت را جایگزین آن افکار منفی نماییم.
  • هدفمندتر زندگی کنیم.
  • روابط درست انسانی داشته باشیم.
  • آرامش درونی داشته باشیم.
  • اضطراب و استرس کمتری داشته باشیم.
  • در جهت رشد و شکوفایی خود و دیگران قدم برداریم.
  • تصمیمات درست برای زندگی شخصی و شغلی خود بگیریم.
  • در موقعیت های مختلف واکنش های رفتاری عاقلانه تری داشته باشیم.
  • با انگیزه تر شویم.
  • درک همدلانه داشته باشیم. افراد را راحت تر درک کنیم و بتوانیم ببخشیم.
  • دچار تضاد با خود و با دیگران نمی شویم.
  • در تعامل و دوستی با دیگران بی توقع یا کم توقع باشیم.
  • عشق بدون چشمداشت داشته باشیم.
  • پذیرش دیگران برایمان راحت تر خواهد بود.
  • خوبی ها و حسن های دیگران را راحت تر می بینیم و بازگو می کنیم.
  • کمتر می رنجیم و عناد بخود (دشمنی با خود) نداریم.

بنابراین ، با بهره مندی از اصول سه گانه خودشناسی (شناختقبولتمرین) و یادگیری تکنیک های آن همراه با تمرین مداوم ، نسبت به بهتر شدن خود تلاش کنیم تا به سعادت و خوشبختی برسیم.

 

اصول سه گانه کار خودشناسی

مراحل کار در خودشناسی برپایه این سه اصل بنا نهاده شده است:

شناخت _  قبول _  تمرین

تعریف شناخت:

شناخت در اصل مکانیزمی است که حافظه اصلی ما از آن استفاده می کند تا به خودآگاهی برسد.

دقیقا همانند یک چراغ قوه .

اینجا از کلمه خودآگاهی نام بردیم. بهتر است به منظور شفاف سازی آنرا تعریف نماییم.

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی تعاریف متفاوتی دارد ولی تابحال علما به یک اجماع در رابطه با آن نرسیده اند اما شاید تعریف زیر بد نباشد:

خودآگاهی، دانش و ادراکی است که یک فرد از خودش دارد.

بعبارتی آگاهی از خود شامل شناخت ما از خودمان است و افزایش آن بدین معنی است که فرد تصویری روشن از ویژگی ها، ارزش ها، نگرش ها، علاقه ها و نیازهای خود داشته باشد.

به منظور شناخت بهتر خودآگاهی، بهتر است مؤلفه های آنرا هم بشناسیم.

مؤلفه های خودآگاهی

مؤلفه های خودآگاهی بر شش پایه استوار هستند:

  1. شناخت ویژگی های جسمانی و بدنی خود

ما اغلب درباره ویژگی های جسمانی و ظاهر خود، دارای احساس های مثبت و منفی هستیم.

بعضی از این ویژگی ها قابل تغییر هستند و برخی غیرقابل تغییر و گروهی هم تاحدودی قابل تغییر هستند.

ما باید کدام ویژگی ها را شناسایی کنیم؟

ویژگی هایی که قابل تغییر هستند و در ما احساس خوبی ایجاد نمی کنند.

  1. شناخت تواناییها و مهارت های خود

شناخت توانایی ها و مهارت ها خود به سه بخش تقسیم میشود:

۲-۱ شناخت خصوصیات و ویژگی های مثبت ما

۲-۲ شناخت توانمندی ها و استعداد های ما

۳-۲ شناخت پیشرفت ها و موفقیت ها

شناخت این سه مقوله، باعث افزایش اعتماد به نفس در فرد می شود.  در واقع هنگامی که پی به توانایی ها و مهارت های خود ببریم، پروسه اعتماد به نفس به جریان می افتد.

۳٫  شناخت نقاط ضعف خود

عده ای از افراد نقاط ضعف خود را انکار می کنند. عده ای دیگر برعکس، آنقدر نقاط ضعف خودشان را بزرگ می کنند که خودشان را در برابر آن ضعیف و ناتوان می بینند.

متاسفانه اغلب افرادی که خودشناسی نمی کنند، در پروسه شناخت ویژگی های منفی خودشان، مواضعی مثل غفلت، انکار، حمله و یا رنجش را اتخاذ می کنند که تمامی این مواضع از نوع عصبی هستند.

گاهی ممکن است که ما از ویژگی های منفی خود، آگاه نباشیم، گاهی بدتر از آن، این ویژگی های منفی را  نقاط مثبت و ارزشمند خودمان می دانیم.

  1. شناخت افکار، احساسات و رفتار خود

انسانها اغلب آنطوری رفتار می کنند که احساس می کنند  و ریشه احساسات آنها در رفتارشان است.

من قلبا معتقدم به اینکه:

فکر، می تواند همه چیز را بهتر کند و احساسات را تغییر دهد و می دانم شناختن روحیه خود و دیگران، مهمترین کلید محبوبیت و موفقیت و خوشی است. (استاد ا.خ. نوری )

بنابراین، شناخت افکار، احساسات و رفتار از اهمیت زیادی برخوردار است.

  1. شناخت باورها و ارزش های خود

باورهای ما افکاری هستند که آنها را پذیرفته ایم و باطنا آنها را تصدیق کرده ایم. ارزش های ما ملاک هایی هستند که بوسیله آنها باورها و رفتارهای خود و دیگران و امور پیرامون خود را ارزیابی می کنیم.

ایده آل های ما ریشه در ارزش های ما دارند.

پارامترهای مؤثر در ارزش های ما شامل:

محیطی که در آن متولد شدیم، خانواده ای که در آن رشد کرده ایم، افرادی که تحت نظر آنها تربیت شده ایم یا می شویم، محیطی که در آن تربیت می شویم، اجتماعی که در آن زندگی می کنیم و به طور کلی طی فرآیند اجتماعی شدن مان یک سری ارزش ها را کسب می کنیم.

افکار، باورها و ارزش های ما در ذهن ما یک چارچوب و ساختاری را می سازند که بواسطه آن ساختار ذهنی اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون خود را پردازش می کنیم.

آیا این ساختار ذهنی قابلیت تعدیل شدن دارد؟

بله خوشبختانه این امکان وجود دارد.

  1. شناخت اهداف خود

یکی از ویژگی های افراد خودآگاه، هدفمند بودن آنهاست.  بدین معنی که این افراد دارای مجموعه ی روشنی از اهداف از پیش تعیین شده هستند.

مرحله قبول یا پذیرش

پس از اینکه نسبت به مرحله شناخت و خودآگاهی اقدام کردیم اگر فرد منصفی باشیم، قبول می کنیم که در برخی موارد نیاز به تغییر داریم به این مرحله ، مرحله قبول گفته می شود البته مرحله خیلی سختی است اینکه بپذیریم که نیاز به تغییر داریم.

چرا مرحله پذیرش مهم است؟

چون نقطه عطف هدایت ما به حقیقت وجودمان است و ما بواسطه آن از باورهای غلط ، از نقاط منفی وجود خودمان و همه چیزهایی که احساس ما را بد می کنند رها می شویم و وارد پروسه تغییر می شویم.

همانطور که قبلا هم گفته شد،

ما نیاز به تغییر داریم و به نوعی زنده بودن، تناسب غیرقابل انکاری با تغییر دارد.

 

مرحله تمرین

تمرین آخرین مرحله از اصول کار خودشناسی است که اهمیت قابل توجهی دارد.

سؤالی که اینجا می تواند مطرح باشد این است:

اگر ما در مرحله شناخت، نیاز به تغییر را پذیرفتیم و در مرحله قبول، تغییر را هم پذیرفتیم، آیا این کافیست؟

پاسخ: پرواضح است، خیر.

چرا؟

زیرا:  عالم بی عمل، به چه ماند؟ به زنبور بی عسل.

بعنوان مثال در کلاس های خودشناسی تکنیک ها را می شنویم و می آموزیم. آیا اگر عمل نکنیم، پیشرفتی در ما حاصل می شود؟

پاسخ:  خیر.

مهم نیست که در چه مرحله ای از خودشناسی هستیم، مبتدی یا پیشرفته، چون که تکامل یک مسیر است نه یک نقطه.

خودشناسی یک هنر است اگر می خواهیم در آن ماهر شویم باید تمرین کنیم.  در این مسیر لازم است به این نکته توجه کنیم که در هر مرحله به خودمان مغرور نشویم. چون غرور باعث ایستایی ما می شود.

وقتی فکر می کنیم که کامل هستیم و دیگر نیازی به تمرین نداریم چرخ وجود ما از حرکت می ایستد و چون جهان نمی ایستد عملا دچار رکود می شویم.

پس ضرورت دارد که بصورت روزانه و مداوم تمرین نماییم.

اگر چه ممکن است به نظر این تمرین ها ساده، ابتدایی و کوچک باشند، اما، با هر بار تمرین، قوی تر می شویم و تمرینات ما عمیق تر و عمیق تر می شوند و رشد بیشتری می نماییم.

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

7 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *