فصل ۸: فن بیان

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا فن بیان لازم است؟
  2. چرا لازمه یک سخنرانی خوب، داشتن فن بیان خوب است؟
  3. چرا افراد با فن بیان خوب در کسب و کار خود موفق تر هستند؟
  4. چه می شود اگر با داشتن فن بیان خوب در سخنرانی و سخنوری موفق تر باشم؟
  5. چه می شود اگر با تمرین بهتر بتوانم فن بیان خود را تقویت نمایم؟
  6. چه می شود اگر با فن بیان خوب بتوانم مخاطبین بیشتری را بخود جلب نمایم؟
  7. چگونه می توان فن بیان خود را تقویت کرد؟
  8. چگونه یک فن بیان خوب می تواند در جلب مخاطب راه گشا باشد؟
  9. چگونه می توان برای بهبود فن بیان تمرین نمود؟
  10. چگونه داشتن یک فن بیان خوب در موفقیت افراد تأثیر دارد؟

 

 

فصل ۸ : فن بیان

ماه گذشته به سمیناری دعوت شده بودم، کلی از قبل خود را آماده کرده بودم که حتما بتوانم از مطالب مفید اساتید و مدعوین استفاده کنم دربدو ورود هم به ما پوشه ای دادند جهت یادداشت برداری که حاوی دفترچه کوچک و خودکار بود . طبق کارت و شماره ای که داده بودند در جای خود نشستم. خشحال بودم از اینکه بموقع تونستم وارد شوم و از ابتدای برنامه گوش بزنگ صحبتهای اولین استاد باشم.

کمی طول کشید تا سالن مملو از جمعیت شد با تعجب نگاهی به انتهای سالن نزدیک درب ورودی انداختم و دیدم چقدر داوطلب و مخاطب جلوی در ایستاده اند که مشتاق تماشای این سخنرانی هستند ولی افسوس که دیگر جایی برای نشستن آنها نبود!

مجری برنامه همه را به سکوت دعوت کرد تا بتواند اعلام برنامه نماید. شروع برنامه طبق روال همه سمینارها و سخنرانی ها با ذکر تلاوتی از آیات قرآن کریم و بعد سرود ملی کشورمان آغاز شد. همه نفس ها در سینه حبس تا اولین سخنران به روی سن تشریف فرما شوند. همین که سخنران خواست کلام خود را شروع کند و در میکروفون عرض سلامی نماید متاسفانه بلندگو با سوت کشیدن زیاد مانع از ادامه صحبت ایشان شد فورا مجری و عوامل پشت صحنه به کمک رسانی شتافتند ولی مدت مدیدی طول کشید تا بتوانند نسبت به رفع خرابی و ایراد میکروفون بپردازند. سخنران که چاره ای نداشت شروع کرد بدون میکروفون ادامه صحبت خود را ایراد کردن اما دریغ از اینکه یک کلمه ازحرفهای ایشان به گوش شنونده های وسط سالن برسد چه رسد به کسانی که در انتهای سالن بودند. متاسفانه از آنجایی که طاقت همه طاق شده بود صدای فریاد و سوت و همه همه فضای سالن را پر کرد و سخنران نتوانست صحبت های خود را تمام نماید. مع الصف بعد از گذشت نیم ساعت میکروفون درست شد اما چون مدعوین دیگری هم بودند که می بایست برنامه اجرا می کردند این سخنران اول خیلی سریع و دست و پا شکسته و قاطی پاتی مجبور شد کل سخنرانی اش را ظرف ۱۰ دقیقه به پایان ببرد و متاسفانه آنطور که باید نتوانست حق مطلب را ادا کند. الیته اینجا ایراد از فن بیان این بنده خدا نبود ایراد از سیستم صوتی سالن بود که بدون برنامه خراب شد و همه چیز را تحت الشعاع قرار داد.

در ادامه برنامه سخنران دوم روی سن حاضر شد و همه ایشان را تشویق نمودند و الحق که سخنران خیلی خوبی بود و بخت با ایشان هم یاربود و سیستم صوتی پرقدرت سخنان دلنشین ایشان را بگوش همگان رساند و در پایان مجددا مورد تشویق حضار قرار گرفت.

نتیجه اخلاقی اینکه برای یک شخص سخنران داشتن فن بیان خوب ، هنر بزرگی است. قدرت بیان کلمات بصورت شفاف و واضح ، بیان اظهارات خود با صدای رسا و بلند، شمرده و آرام بیان کردن واژه ها، تپق نزدن حین صحبت، داشتن پرستیژ مناسب بعنوان یک سخنران، داشتن محتوای بسیار قوی، توانایی انتقال مطالب به بهترین نحو به مخاطبین، از ویژگی های مهم یک سخنران خوب می باشد.

داشتن فن بیان بعنوان ابزاری کاربردی برای اجرای یک سخنرانی پرمخاطب و پر بیننده بسیار مفید است تا حتی طبق مثال فوق الذکر، اگر احیانا سیستم صوتی دچار مشکل شد و یا در دسترس نبود خللی دراجرای برنامه پیش نیاید.