فصل ۳ : حسن جویی

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا باید حسن جویی کنیم؟
  2. چرا حسن جویی لازمه برقراری ارتباط خوب و دوستانه است؟
  3. چرا قبل از اینکه ایراد کار کسی را گوشزد کنیم، لازم است از او حسن جویی کنیم؟
  4. چه می شود اگر بتوانیم خوبی های خود را به موقع ببینیم و خود را سرزنش نکنیم؟
  5. چه می شود اگر حین برقراری ارتباط دوستانه بتوانیم حسن های یکدیگر را ببینیم؟
  6. چه می شود اگر بتوانیم حسن ها و خوبی های طرف مقابل را ببینیم و به او بگوییم؟
  7. چه می شود اگر قبل از گفتن ایراد طرف مقابل ، بتوانیم چند کلمه مثبت از او بیان کنیم؟
  8. چگونه از خود حسن جویی کنیم؟
  9. چگونه از طرف مقابل حسن جویی کنیم؟
  10. چگونه حسن ها و خوبی های اطرافیان را بیان کنیم؟

 

 

 

فصل ۳ : حسن جویی

دیدن همه خوبی ها و نکات مثبت در خود و دیگران هنر بزرگی است. گاهی اوقات خوبی ها را می بینی ولی شهامت و قدرت بیان آنها را نداری. دلایل مختلفی وجود ندارد که مانع از ابراز به موقع آنها می شود: گاهی اوقات خود را سرزنش می کنیم، گاهی حسادت، گاهی شرم و حیا، گاهی کمبود عزت نفس و هزاران دلیل دیگر.

با تمرین و بیان نکات مثبت و دیدن محاسن خود کم کم یاد می گیریم که بتوانیم خوب نگاه کنیم، ببینیم و خوبی ها را بیان کنیم. مثلا تصور کنید می خواهید به سفر روید در طول راه بجای اینکه به طبیعت زیبا بنگرید و از دشت و کوه و دمن لذت ببرید و خوبیهای طبیعت را ببینید فقط بفکر این هستیم که زودتر به مقصد برسیم در حالی که از لحظه لحظه شروع سفر می تواند جالب و هیجان انگیز باشد و این لطف و موهبت الهی است که ذات انسان را این چنین آفریده که عاشق زیبایی ها باشد و بتواند آنها را ببیند و ابراز علاقه نماید.

گاهی باید چشمها را شست و نوع نگاه مان را به خودمان، اطراف مان و دیگران تغییر دهیم. عینک بدبینی و کم بینی را باید برداریم و با دید مثبت و خوش بینی همه چیز را ببینیم. گاهی اوقات از کسی رنجیده ایم و آزرده خاطر شده ایم، چه خوب است قبل از اینکه قضیه را با شخص مقابل مطرح کنیم و موجبات دلخوری بیشتری را فراهم کنیم، با بیان چند نکته و حسن مثبت در شخص او را به دوستی و صلح و آرامش دعوت نماییم بعد نسبت به رفع رنجش و کدورتها بپردازیم.

روزی در جمع دوستان بودیم و یکی از حضار شروع کرد به غیبت کردن در مورد شخص دیگر، یکی از دوستان که بسیار خودشناخته بود صحبت شخص مذکور را قطع کرد و گفت حالا که بالاجبار شنونده این صحبت ها بودیم، نفری یک حسن هم از شخص غایب بگویید که جبران این غیبت شود. به نظر تمرین مفیدی بود در واقع با این کار به همه و بخصوص شخص گوینده بطور غیرمستقیم فهماند که پشت سر دیگران صحبت نکند چون شخص غایب بی دفاع است و حضور ندارد که بتواند از خودش دفاع کند، دیگر اینکه یاد داد که همیشه خوبی دیگران را ببینیم نه عیب و ایراد آنها را. به قول شاعر که می فرماید:

عیب کسان منگر و احسان خویش

دیده فرو بر به گریبان خویش

با بیان خوبی ها و محاسن دیگران بهتر می توانیم روابط درست انسانی داشته باشیم. کمتر می رنجیم و آرامش بیشتری را به زندگی خود و دیگران هدیه می دهیم.