فصل ۱۰: رنجش زدایی

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا رنجش زدایی لازم است؟
  2. چرا باید قبل از اینکه رنجش خود را به طرف مقابل بگوییم، لازم است رنجش زدایی کنیم؟
  3. چرا رنجش زدایی به ما کمک می کند که آرام و منطقی تر فکر کنیم ؟
  4. چه می شود اگر با رنجش زدایی بتوانیم واکنش خود را به تعویق باندازیم؟
  5. چه می شود اگر با رنجش زدایی از خودم بپرسم چه بهتر بود می گفتم و چه بهتر بود می کردم تا رنجش ام کمتر شود؟
  6. چگونه می توان رنجش زدایی کرد؟
  7. چگونه با تمرین رنجش زدایی می توانم واکنش هیجانی خود را به تعویق بیاندازم؟
  8. چگونه میتوانم با تمرین رنجش زدایی به حال خوب خودم کمک کنم؟
  9. چگونه می توانم علی رغم رنجش پیش آمده این تمرین را انجام دهم؟
  10. چگونه می توانم با رنجش زدایی روابط بهتری داشته باشم؟

 

 

فصل ۱۰ :  رنجش زدایی

گاهی اوقات بخاطر توقعات بیجایی که از دیگران دارم دچار رنجش می شوم. مثلا اگر کسی خلاف میل باطنی من عمل کند چون ازش توقع اینگونه برخورد را نداشتم خیلی زود ناراحت می شوم و آزرده دل می شوم. مثلا میروم نان بخرم اگر بیشتر از حد انتظار معطل شوم یا به اشتباه کسی را زودتر از من نان بدهد به غرورم بر می خورد و دچار رنجش می شود و ممکن است علنا اعتراض و داد و فریاد راه بیاندازم یا در دل نسبت به شاطر نانوا کینه به دل بگیرم و حتی دفعه بعد بروم و از جای دیگری نان بگیرم.

همه این رنجش ها ، احساس اجحاف ها، محاوره های درونی، سردردها و عصبیت ها ناشی از خود ایده آلی ماست که با منطق و واقعیت امر سازگاری ندارند و اگر کسی اصطلاحا بما گفت بالای چشمت ابروست فوری بهمون بر می خورد و بینمان شکرآب می شود.

در فصول گذشته در خصوص شناخت تضادهای درونی، عادات بد و جایگزینی آنها با عادات مثبت صحبت کردیم. اگر ریشه یابی کنیم و علت را بفهمیم خیلی راحت تر می توانیم با تکنیک های خودشناسی نسبت به رفع این رنجش ها و کدورت ها بپردازیم.

هنگامی که رنجیده می شویم بهتراست قبل از هر گونه واکنشی از خود بپرسیم: چه بهتر بود می گفتم؟ و چه بهتر بود می کردم؟ با این تکنیک می توانیم واکنش مناسبتری نسبت به موضوع پیش آمده انتخاب کنیم.

رنجش ها باعث درد و اضطراب ما می شوند. تمرین هایی که می توانیم انجام دهیم تا شدت این درد را کمتر کنیم شامل:

  • نوشتن رنجش ها و دیدن سهم خودمان در این رنجش
  • تمرین ابراز مهر اصیل و بدون انتظار
  • تمرین تلقین این جمله که “هیچ چیز اهانت نیست، مگر من اهانتش پندارم.”
  • کم کردن توقعات بی جا از دیگران
  • تمرین تلقین جمله “آدم بد وجود ندارد و آنکه بدش می خوانند یا مریض است ونابالغ یا شرطی و بد عادت “
  • تمرین عفو

بقول ویکتور هوگو: همه فهمیدن همه بخشیدن است.