موضوع کتاب  الکترونیکی:

پیش بسوی خودیاری

فهرست موضوعی هر فصل:

  1. مهرورزی
  2. تواضع، صداقت و ادب (تصا)
  3. حسن جویی
  4. هدف و برنامه ریزی
  5. شناخت تضادها
  6. چگونه نه بگوییم؟
  7. ریلاکسیشن
  8. فن بیان
  9. شناخت عادات بد و جایگزینی با عادات خوب
  10. رنجش زدایی

 

 

 

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ا : مهرورزی

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا مهر بورزیم؟
  2. چرا مهربان باشیم؟
  3. چرا باید خودم را دوست داشته باشم و به خودم مهر بورزم؟
  4. چه می شود اگر برای ارتباط بهتر با خودم بیشتر به خودم توجه میکردم و خودم را دوست می داشتم؟
  5. چه می شود اگر برای دوست داشتن دیگران تلاش بیشتری می کردم؟
  6. چه می شود اگر برای تسلط به روابط بیرونی، احساسات درونم را بهتر می شناختم؟
  7. چگونه می شود اگر برای شناخت دیگران بیشتر مهربان باشم؟
  8. چگونه می توانم مهر بورزم؟
  9. چگونه می توانم خودم را دوست داشته باشم؟
  10. چگونه می توان به برقراری ارتباط بهتر با دیگران تلاش کرد؟
  11. چگونه میتوان مهر اصیل را جایگزین نفرت کرد؟
  12. چگونه می توان عشق الهی را تجربه کرد؟
  13. چگونه می توان مهربان بود؟
  14. چگونه می توانیم دوستداشتنی تر باشیم؟
  15. چگونه می توانیم مهر بورزیم ولی مهر طلب نباشیم؟

 

 

 

فصل ۱ : مهرورزی

مهربانی واژه ای است تأثیر گذار در زندگی همه ما انسانها، مهربانی حیات بخش است، صلح و صفا و دوستی را جلا می بخشد و روح تازه در وجودمان میدمد. مهربانی حس همدلی، وفاداری و ایثار را در ما دوصد چندان می کند. یکی از تکنیک های بسیار کاربردی در خودیاری، مهربانی و مهرورزی است.  افرادی که مهربان هستند و بی دریغ مهرشان را نثار دیگران می نمایند، بسیار دوستنداشتنی تر هستند و در ذهن و خاطره ها ماندگارتر البته مهرورزی و مهربانی را باید حد و مرزی هم قائل شد چون افرادی که بی دریغ مهر می ورزند گاهی بدون توجه به این نکته بخودشان آسیب می رسانند و بقولی از خودشان بیش از اندازه مایه می گذارند و بعبارتی مهرطلب می شوند پس با خودشناسی صحیح یاد می گیریم که چگونه و به چه اندازه مهر و محبت کنیم و حق مطلب را ادا نماییم.

مهرورزی انواعی دارد: مهرورزی باخود، با همسر، با دیگران، با فرزندان و …

مهرورزی با خود تکنیکی است که لازم است همه بخصوص زن ها و مادران آنرا یاد داشته باشند. احساس آدمها در روزهای مختلف متفاوت است گاهی شادند، گاهی پرانرژی و قوی و بعضی اوقات هم بی حوصله و فرو رفته در لاک خود، کم حرف و عصبی. درک این نکته که در لحظه حالمان خوب است یا بد، نیازمند شناخت احساسات  خود است تا بتوانیم با  تمرین به وضعیت تعادل و نرمال برسیم. با نوشتن احساسات خود بطور روزانه می توانیم بیشتر در لحظه حال باشیم و احساسات خوب یا بد خود را لمس کنیم.

با مهرورزی به خود، کودک درون خود را در آغوش بگیریم و دست نوازش بر سرش بکشیم  تا حالش خوب شود و به آرامش برسد و دوباره شاد و سرحال گردد. منتظر نباشیم تا دیگران به ما توجه کنند و بخواهند حال بد ما را خوب نمایند، خودمان به خودمان کمک کنیم. چون وقتی حالت خوب است با همه مهربان هستی و دوستنداشتنی. پس مهرورزی باعث می شود خودت را بیشتر دوست داشته باشی بقول “کاترین پاندر” در کتاب “از قدرت عشق” وقتی مهر و عشق در درون ات جاری شود، تبلورش در بیرون تو غوغا می کند.

 

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۲ : تواضع، صداقت و ادب (تصا)

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا باید دررفتارمان تواضع داشته باشیم؟
  2. چرا باید درگفتارمان صداقت داشته باشیم؟
  3. چرا باید در کردارمان ادب داشته باشیم؟
  4. چه می شود اگر در رفتارمان تواضع بیشتری داشته باشیم؟
  5. چه می شود اگر در گفتارمان صداقت بیشتری داشته باشیم؟
  6. چه می شود اگر در کردارمان ادب بیشتری داشته باشیم؟
  7. چگونه متواضع باشیم؟
  8. چگونه صادق باشیم؟
  9. چگونه مودب باشیم؟
  10. چگونه هنگام صحبت با دیگران، تواضع، صداقت و ادب داشته باشیم؟

 

 

فصل ۲ : طلسم تصا (تواضع، صداقت و ادب)

 

گاهی اوقات استفاده از کلمه ای در گفتار، یا یک نگاه مهربان، و رعایت احترام در کردار چنان معجزه ای در برقراری روابط صحیح انسانی ایجاد می نماید که به مثابه طلسم و جادو عمل می نماید و گویی آبی بر آتش ریخته و تمام دلخوری ها و آزردگی خاطر را از بین برده و موجبات صلح و دوستی را به ارمغان می آورد. همانطور که می دانیم پایه همه ی راستی ها، داشتن گفتار، پندار و کردار نیک است. زیرا آدمی بزرگ نمی شود مگر به وسیله فکرش، شریف نمی شود مگر به واسطه رفتارش و قابل احترام نمی گردد مگر به سبب اعمال نیک و مثبت اش.

 

داشتن تواضع و فروتنی به معنی خود کم بینی یا شکسته نفسی نیست بلکه از خشوع و بخشندگی آدمهای بزرگ نشات می گیرد. حتما شنیده اید که می گویند:

درخت هر چه پربارتر و سنگین تر ،افتاده تر.

 

داشتن صدافت با خود یعنی برای خود ارزش قایل بودن و دوست داشتن خود.

کسی که با خود و دیگران رو راست و صادق باشد دارای عزت نفس بیشتری است و برای خود و دیگران حرمت قایل است. در آن صورت است که نزد دیگران هم ارزشمندتر ،دوستنداشتنی تر و مورد اعتماد بیشترخواهد بود.

 

داشتن ادب یعنی رعایت احترام متقابل، داشتن عفت کلام، رعایت حقوق دیگران که باعث ایجاد حس همدلی، رفاقت، دوستی و پشتیبانی بیشتر بین آدمها می شود. رعایت “تصا” شما را فردی خوش برخورد، خوش رو، خونگرم و صمیمی می نمایاند و نزد دیگران محبوبیت بیشتری خواهید داشت.

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۳ : حسن جویی

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا باید حسن جویی کنیم؟
  2. چرا حسن جویی لازمه برقراری ارتباط خوب و دوستانه است؟
  3. چرا قبل از اینکه ایراد کار کسی را گوشزد کنیم، لازم است از او حسن جویی کنیم؟
  4. چه می شود اگر بتوانیم خوبی های خود را به موقع ببینیم و خود را سرزنش نکنیم؟
  5. چه می شود اگر حین برقراری ارتباط دوستانه بتوانیم حسن های یکدیگر را ببینیم؟
  6. چه می شود اگر بتوانیم حسن ها و خوبی های طرف مقابل را ببینیم و به او بگوییم؟
  7. چه می شود اگر قبل از گفتن ایراد طرف مقابل ، بتوانیم چند کلمه مثبت از او بیان کنیم؟
  8. چگونه از خود حسن جویی کنیم؟
  9. چگونه از طرف مقابل حسن جویی کنیم؟
  10. چگونه حسن ها و خوبی های اطرافیان را بیان کنیم؟

 

 

 

فصل ۳ : حسن جویی

دیدن همه خوبی ها و نکات مثبت در خود و دیگران هنر بزرگی است. گاهی اوقات خوبی ها را می بینی ولی شهامت و قدرت بیان آنها را نداری. دلایل مختلفی وجود ندارد که مانع از ابراز به موقع آنها می شود: گاهی اوقات خود را سرزنش می کنیم، گاهی حسادت، گاهی شرم و حیا، گاهی کمبود عزت نفس و هزاران دلیل دیگر.

با تمرین و بیان نکات مثبت و دیدن محاسن خود کم کم یاد می گیریم که بتوانیم خوب نگاه کنیم، ببینیم و خوبی ها را بیان کنیم. مثلا تصور کنید می خواهید به سفر روید در طول راه بجای اینکه به طبیعت زیبا بنگرید و از دشت و کوه و دمن لذت ببرید و خوبیهای طبیعت را ببینید فقط بفکر این هستیم که زودتر به مقصد برسیم در حالی که از لحظه لحظه شروع سفر می تواند جالب و هیجان انگیز باشد و این لطف و موهبت الهی است که ذات انسان را این چنین آفریده که عاشق زیبایی ها باشد و بتواند آنها را ببیند و ابراز علاقه نماید.

گاهی باید چشمها را شست و نوع نگاه مان را به خودمان، اطراف مان و دیگران تغییر دهیم. عینک بدبینی و کم بینی را باید برداریم و با دید مثبت و خوش بینی همه چیز را ببینیم. گاهی اوقات از کسی رنجیده ایم و آزرده خاطر شده ایم، چه خوب است قبل از اینکه قضیه را با شخص مقابل مطرح کنیم و موجبات دلخوری بیشتری را فراهم کنیم، با بیان چند نکته و حسن مثبت در شخص او را به دوستی و صلح و آرامش دعوت نماییم بعد نسبت به رفع رنجش و کدورتها بپردازیم.

روزی در جمع دوستان بودیم و یکی از حضار شروع کرد به غیبت کردن در مورد شخص دیگر، یکی از دوستان که بسیار خودشناخته بود صحبت شخص مذکور را قطع کرد و گفت حالا که بالاجبار شنونده این صحبت ها بودیم، نفری یک حسن هم از شخص غایب بگویید که جبران این غیبت شود. به نظر تمرین مفیدی بود در واقع با این کار به همه و بخصوص شخص گوینده بطور غیرمستقیم فهماند که پشت سر دیگران صحبت نکند چون شخص غایب بی دفاع است و حضور ندارد که بتواند از خودش دفاع کند، دیگر اینکه یاد داد که همیشه خوبی دیگران را ببینیم نه عیب و ایراد آنها را. به قول شاعر که می فرماید:

عیب کسان منگر و احسان خویش                 دیده فرو بر به گریبان خویش

با بیان خوبی ها و محاسن دیگران بهتر می توانیم روابط درست انسانی داشته باشیم. کمتر می رنجیم و آرامش بیشتری را به زندگی خود و دیگران هدیه می دهیم.

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۴ : هدف و برنامه ریزی

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا باید برای انجام هر کاری هدف و برنامه ریزی داشته باشیم؟
  2. چرا داشتن هدف و برنامه در زندگی مهم است؟
  3. چرا داشتن هدف و برنامه ریزی صحیح برای آدم های موفق لازم است؟
  4. چه می شود اگر بتوانیم قبل از شروع هر کاری هدف و برنامه صحیحی را طراحی کنیم؟
  5. چه می شود اگر هدف و برنامه ریزی را سرلوحه همه امور در زندگی مان قرار دهیم تا موفق تر شویم؟
  6. چه می شود اگر هدف و برنامه ریزی بصورت یک ریز عادت تعریف میشد تا بتوانیم راحت تر به همه امور رسیدگی کنیم؟
  7. چگونه هدفمند باشیم؟
  8. چگونه برنامه ریزی کنیم؟
  9. چگونه می توانیم با داشتن هدف و برنامه ریزی صحیح موفق شویم؟
  10. چگونه می توان از دفترچه ساعتی جهت ثبت اهداف و تدوین برنامه ریزی اهداف استفاده نمود؟

 

 

فصل  ۴ : هدف و برنامه ریزی

قبل از شروع سفر، نقشه راه را نگاه کرد تا ببیند کدام مسیر کوتاه ترین و بهترین جاده را  برای سفر دارد. کنترل مسافت بین مبدا تا مقصد، توقفگاه های بین راه، رستورانها، پمپ بنزین و احیانا جاهای دیدنی که در طول مسیر ممکن است بتواند توقف کند و به دیدن آنها برود.

مرحله بعد جمع آوری لوازم شخصی، لباس های گرم یا تابستانه مورد نیاز، کفش مناسب، زیرانداز، وسایل کمپ، مقداری خوراکی و آب معدنی، چراغ قوه و کلی وسایل مورد نیاز دیگر که ممکن است در سفر لازم شود.

به نظر می رسد حالا برای یک سفر هیجان انگیز و رویایی آماده شده باشد. با آرزوی سفری خوش

داشتن هدف و برنامه ریزی در همه امور زندگی شخصی و کاری لازم و ملزوم یکدیگر هستند. به مثال بالا توجه کنید، داشتن هدف، مقصد ما را تعیین می کند. اینکه می خواهیم چکار کنیم؟ به کجا برسیم؟ و برنامه ریزی ، همان نقشه راه است . برای رسیدن به هدف یا مقصد باید یک نقشه درست و حسابی داشته باشیم تا همه جوانب کار در آن دیده و گنجانده شده باشد. داشتن برنامه ریزی به ما کمک می کند که بهترین و سریع ترین راه را برای رسیدن به هدف در نظر بگیریم. با داشتن برنامه، کمتر راه را گم می کنیم، آرامش بیشتری داریم و دچار استرس و اضطراب و سردرگمی نمی شویم. اگر مشکلی در بین راه برایمان پیش آید نیازی نیست به ابتدا و نقطه شروع بازگردیم می توانیم از همانجایی که مشکل داریم نسبت به اصلاح مسیر اقدام نماییم و ۱۰ % به مشکل فکر کنیم و ۹۰ % بدنبال راه حل باشیم. اینجوری از اتلاف وقت جلوگیری می کنیم.

مثال دیگری که دراین خصوص می توان زد این است که خیلی کارهای بزرگ و کوچک داریم که مدتها است باید انجام می دادیم ولی با بی حوصله گی و روزمره گی برخوردیم و مدام امروز و فردا کرده ایم با استفاده از تمرین ریز عادت ها می توانیم کارهای عقب افتاده را با برنامه ریزی روزانه، یکی یکی تیک بزنیم و آنها را به ثمر برسانیم. کافی است دفترچه ای را به این کار اختصاص دهید که ضمن کوچک کردن عادات خود به ریز عادت و نوشتن آنها در دفترچه و تعیین زمان برای انجام آنها و موظف دانستن خود به انجام به موقع آنها اقدام نماییم. اصطلاحا اسم این دفترچه، دفترچه ساعتی می باشد. داشتن دفترچه ساعتی باعث نظم بخشیدن به امور روزانه و انجام به موقع آنها، افزایش احساس رضایت از خود و ایجاد حس مسئولیت پذیری بیشتر در فرد می گردد.

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۵ : شناخت تضادها

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا تضادها باعث پسرفت می شوند؟
  2. چرا باید در جهت رفع تضادها تلاش کنیم؟
  3. چرا باید تضادها را بشناسیم و درجهت رشد با آنها مقابله نماییم؟
  4. چه می شود اگر با شناخت تضادها بتوانیم در جهت رشد و بهبود شرایط زندگی خود تلاش کنیم؟
  5. چه می شود اگر با مقابله با تضادها و رفع باید ها و نباید ها به رشد خود کمک کنیم؟
  6. چه می شود اگر با شناخت تضادها بتوانیم عادات خوب را جایگزین عادات بد و کهنه وقدیمی نماییم؟
  7. چگونه تضادها را بشناسیم؟
  8. چگونه شناخت تضادها به رفع موانع در زندگی، به ما کمک می نمایند؟
  9. چگونه می توانیم با شناخت تضادها نسبت به رفع عادات بد، عادات خوب را جایگزین نماییم؟
  10. چگونه تضادها باعث استرس و تشویش بیشتر ما می شوند؟

 

 

فصل ۵ : شناخت تضادها

روزانه احساسات مختلفی داریم و مجبوریم در مسیر انتخاب ها ، تصمیماتی را بگیریم که گاهی با احساسات درونی ما ناسازگار است. شرایط بیرونی منطبق با ارزش ها، علاثق و خلقیات ما نیست و این عدم انطباق باعث بهم ریختن ما از لحاظ خلقی، روحی و روانی می شود. و برای برقراری این تعادل و تنظیم این حالات از خود رفتارهایی را بروز می دهیم که بعضا ممکن است در این سه گروه جای بگیریم:

مهرطلب، برتری طلب و عزلت طلب

گاهی اوقات تعلیمات قدیمی و منسوخ گذشته چنان در تار و پود باورهای ما تنیده شده اند که با پیشرفت های علمی و دستاوردهای جدید هیچ وجه مشترکی ندارند ولی چنان به ما چسبیده اند که هر چه می خواهیم آنها را رها کنیم نمی توانیم و این باعث تضاد درونی با وقایع و اتفاقات بیرونی می شود.

گاهی اوقات بخاطر این تضادها و باورهای غلط درگیر عناد بخود می شویم. یعنی با خود بد می شویم و بواسطه آن به خود آسیب می رسانیم.

گاهی دچار تعکیس می شویم یعنی هر آنچه افکار منفی و عادات بد است در دیگران می بینیم و دیگران را مقصر همه اتفاقات ناگوار می دانیم و اصطلاحا دیگران آینه تمام قد رفتارهای بد ما می شوند.

گاهی اوقات بخاطر این تضادها دچار وسواس فکری می شویم. بدین شکل که نسبت به همه چیز و همه کس بدبین و شکاک می شویم و هیچ جیزی را بجز خودمان قبول نداریم.

اگر بتوانیم بدور از هر گونه عصبیت با ملایمت و هشیاری تضادها، باید ها و نبایدها ، افکار منفی، باورهای قدیمی و کهنه را بشناسیم و آرام آرام آنها را کنار بگذاریم و باورهای جدید را جایگزین نماییم آنوقت است که توانسته ایم گام بزرگی در جهت رشد و بالندگی خود برداریم و در تصمیمات مهم زندگی سربلند بیرون آییم.

 

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۶: چگونه نه بگوییم؟

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا باید نه بگوییم؟
  2. چرا بعضی مواقع نه گفتن به نفع ما خواهد بود؟
  3. چرا گفتن نه برای بعضی از آدم ها سخت و دشوار است؟
  4. چه می شود اگر بتوانیم به موقع نه بگوییم؟
  5. چه می شود اگر با نه گفتن بموقع از بروز اضطراب و دلهره بکاهیم؟
  6. چه می شود اگر یاد بگیریم نه بگوییم تا کمتر دچار احساس اجحاف شویم؟
  7. چگونه باید نه بگوییم؟
  8. چگونه با نه گفتن از احساس اجخاف جلوگیری نماییم؟
  9. چگونه نه گفتن را بیاموزیم؟
  10. چگونه با نه گفتن احساس خوبی داشته باشیم؟

 

 

فصل ۶ : چگونه نه بگوییم؟

پشت میز کارم نشسته بودم و انبوهی از نامه ها و گزارشاتی که باید تایپ میشد در پیشرو. مدیرمنابع انسانی آمد و تقاضای لیست کاربران را نمود و گفت تا قبل از ظهر آماده باشد چون باید گزارش حقوقی را به مدیرعامل بدهد. مدیر بازرگانی از راه رسید و نتیجه گزارش فروش دیروز عصر را می خواست و گفت که با مدیریت شرکت جلسه خیلی مهمی دارد و … کم کم داشتم کلافه می شدم مدام با خودم حرف می زدم و خودم را سرزنش می کردم که چرا به موقع حرف نمی زنی و خودت را زیر انبوه کار مدفون کرده ای! آخه یعنی چه؟! خسته شدم چقدر کار کنم؟! تمام هم نمی شود و …

 

عصر خسته رفتم خانه که کمی استراحت کنم و بعد به کارهای خانه برسم و … که خواهرم تماس گرفت و گفت می دانم که خسته ای و از سرکار آمده ای ولی امشب می خواهیم بیاییم دیدنتون. با وجود خستگی کار روزانه ، آن لحظه قبول کردم و چیزی نگفتم اما واقعا حوصله مهمانداری و پذیرایی را نداشتم. خلاصه آن شب گذشت و من با تمام خستگی که داشتم صبح رفتم سرکار . چشمتان روز بد نبیند که با چه میز شلوغی روبرو شدم. گزارشات دیروز روی میزم بود و یادداشت روی آنها حاکی از این بود که اصلاحاتی باید انجام شود و برای جلسه پرینت مجدد تهیه شود و نامه شرکت فلان را برای فلان شخص ارسال نمایم و …

گاهی اوقات گفتن کلمه ” نه ” خیلی دشوار است و مجبور هستی تاوان آنرا بپردازی . به ظاهر کلمه ساده ای است دو حرف است ولی اگر شهامت نداشته باشی که بموقع آن را بزبان بیاوری مجبوری تا مدتها بار زیادی را بر دوش بکشی. در صورتی که یاد بیگیریم با شجاعت و در نهایت رعایت ادب و احترام به موقع این کلمه را به زبان بیاوریم خیلی راحت می توانیم از احساس های ناخوشایند مثل اجحاف، استرس و اصطراب خود جلوگیری بعمل آوریم.

ترس از دست دادن دوستان، یا از دست دادن شغل و یا حتی جریحه دار کردن احساسات بزرگان و ناامید کردن آنها باعث می شود که نتوانیم کلمه به ظاهر ساده ” نه ” را بگوییم و سختی نگفتن آنرا به جان می خریم.

آری ” نه گفتن ” را بیاموزیم. یکی از راه کارها برای ” نه گفتن ” اضافه کردن کلمه ممنونم می باشد. با این کار نه گفتن برایمان راحت تر می شود. گاهی می توانیم زمان بیشتری جهت انجام کار از شخص مقابل بخواهیم.

مهمترین نکته اینکه ” نه کفتن ” حق ماست و کار زشت و ناپسندی نیست. با نه گفتن به موقع استرس خود را کاهش داده و به سلامت احساسی و جسمی خود کمک می کنیم و درموقعیت عمل ناخواسته قرار نمی گیریم. بدین ترتیب زمان برای انجام کارهای مورد علاقه خود پیدا می کنیم. خیلی مودبانه و با رعایت جانب احترام خیلی راحت می توانیم به طرف مقابل خود نه بگوییم.

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۷: ریلاکسیشن

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا ریلاکسیشن لازم است؟
  2. چرا ریلاکسیشن در ابتدای روز بهتر است؟
  3. چرا هنگام خستگی و آشفتگی ریلاکسیشن آرام بخش است؟
  4. چه می شود اگر با ریلاکس کردن بتوانیم از بروز استرس جلوگیری نماییم؟
  5. چه می شود اگر با ریلاکس کردن بتوانیم طی روز پرانرژی باشیم؟
  6. چه می شود اگر با ریلاکس کردن بتوانیم افکار منفی را از ذهنمان دور کنیم؟
  7. چگونه ریلاکس نماییم؟
  8. چگونه با ریلاکس افکار منفی را از ذهن دور کنیم؟
  9. چگونه می توان با ریلاکس هدفمند زندگی کرد؟
  10. چگونه ریلاکس به ما کمک می کند که جسم و روح سالمی داشته باشیم؟
  11. چکونه می توان یک برنامه ریلاکس روزانه داشته باشیم؟

 

 

فصل ۷ : ریلاکسیشن

به منظور کسب انرژی و تقویت قوای جسمی و روحی لازم است روزانه به مراقبه یا ریلکس کردن همزمان ذهن و جسم خود اقدام نماییم. اگر مراقبه و مدیتیشن یا یوگا را ابتدای روز انجام دهیم بهتر است، چون باعث می شود تمام طول روز قویتر و فعال تر باشیم و کمتر دچار خستگی شویم. با ریلاکس کردن آرامش فکری خواهیم داشت و تمام افکار منفی، گرفتگی ها و دردهای جسمی کاهش پیدا می کند. هنگام ریلاکس کردن بهتر است از جملات تاکیدی مثبت استفاده شود که تاثیربسیار زیادی در تثبیت آنها در ضمیر ناخودآگاه دارند و قدرت جذب انرژی مثبت از کاثنات را بالا می برد.

در جای آرامی بنشینید و بدنتان را در حالت کاملا ریلکس و آرام قرار دهید. چشمان خود را به آرامی ببندید و به صدای آرام بخش سی دی گوش فرادهید و خود را در موقعیت های مناسبی که می گوید تصور نمایید. درطول مدیتیشن و مراقبه به آرامی نفس بکشید و تمام توجه تان به روح و جسمتان باشد و سعی کنید صداهای اطراف آرامش شما را برهم نزنند.

کلاس ها  و سی دی های متنوعی برای انجام ریلکس و مدیتیشن یا یوگا وجود دارد که با کمی مطالعه  و سرچ در فضای مجازی امکان دستیابی به آنها فراهم است.

مراقبه ۲۱ روزه دیپاک چوپرا توصیه می شود.

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۸: فن بیان

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا فن بیان لازم است؟
  2. چرا لازمه یک سخنرانی خوب، داشتن فن بیان خوب است؟
  3. چرا افراد با فن بیان خوب در کسب و کار خود موفق تر هستند؟
  4. چه می شود اگر با داشتن فن بیان خوب در سخنرانی و سخنوری موفق تر باشم؟
  5. چه می شود اگر با تمرین بهتر بتوانم فن بیان خود را تقویت نمایم؟
  6. چه می شود اگر با فن بیان خوب بتوانم مخاطبین بیشتری را بخود جلب نمایم؟
  7. چگونه می توان فن بیان خود را تقویت کرد؟
  8. چگونه یک فن بیان خوب می تواند در جلب مخاطب راه گشا باشد؟
  9. چگونه می توان برای بهبود فن بیان تمرین نمود؟
  10. چگونه داشتن یک فن بیان خوب در موفقیت افراد تأثیر دارد؟

 

 

فصل ۸ : فن بیان

ماه گذشته به سمیناری دعوت شده بودم، کلی از قبل خود را آماده کرده بودم که حتما بتوانم از مطالب مفید اساتید و مدعوین استفاده کنم دربدو ورود هم به ما پوشه ای دادند جهت یادداشت برداری که حاوی دفترچه کوچک و خودکار بود . طبق کارت و شماره ای که داده بودند در جای خود نشستم. خشحال بودم از اینکه بموقع تونستم وارد شوم و از ابتدای برنامه گوش بزنگ صحبتهای اولین استاد باشم.

کمی طول کشید تا سالن مملو از جمعیت شد با تعجب نگاهی به انتهای سالن نزدیک درب ورودی انداختم و دیدم چقدر داوطلب و مخاطب جلوی در ایستاده اند که مشتاق تماشای این سخنرانی هستند ولی افسوس که دیگر جایی برای نشستن آنها نبود!

مجری برنامه همه را به سکوت دعوت کرد تا بتواند اعلام برنامه نماید. شروع برنامه طبق روال همه سمینارها و سخنرانی ها با ذکر تلاوتی از آیات قرآن کریم و بعد سرود ملی کشورمان آغاز شد. همه نفس ها در سینه حبس تا اولین سخنران به روی سن تشریف فرما شوند. همین که سخنران خواست کلام خود را شروع کند و در میکروفون عرض سلامی نماید متاسفانه بلندگو با سوت کشیدن زیاد مانع از ادامه صحبت ایشان شد فورا مجری و عوامل پشت صحنه به کمک رسانی شتافتند ولی مدت مدیدی طول کشید تا بتوانند نسبت به رفع خرابی و ایراد میکروفون بپردازند. سخنران که چاره ای نداشت شروع کرد بدون میکروفون ادامه صحبت خود را ایراد کردن اما دریغ از اینکه یک کلمه ازحرفهای ایشان به گوش شنونده های وسط سالن برسد چه رسد به کسانی که در انتهای سالن بودند. متاسفانه از آنجایی که طاقت همه طاق شده بود صدای فریاد و سوت و همه همه فضای سالن را پر کرد و سخنران نتوانست صحبت های خود را تمام نماید. مع الصف بعد از گذشت نیم ساعت میکروفون درست شد اما چون مدعوین دیگری هم بودند که می بایست برنامه اجرا می کردند این سخنران اول خیلی سریع و دست و پا شکسته و قاطی پاتی مجبور شد کل سخنرانی اش را ظرف ۱۰ دقیقه به پایان ببرد و متاسفانه آنطور که باید نتوانست حق مطلب را ادا کند. الیته اینجا ایراد از فن بیان این بنده خدا نبود ایراد از سیستم صوتی سالن بود که بدون برنامه خراب شد و همه چیز را تحت الشعاع قرار داد.

در ادامه برنامه سخنران دوم روی سن حاضر شد و همه ایشان را تشویق نمودند و الحق که سخنران خیلی خوبی بود و بخت با ایشان هم یاربود و سیستم صوتی پرقدرت سخنان دلنشین ایشان را بگوش همگان رساند و در پایان مجددا مورد تشویق حضار قرار گرفت.

نتیجه اخلاقی اینکه برای یک شخص سخنران داشتن فن بیان خوب ، هنر بزرگی است. قدرت بیان کلمات بصورت شفاف و واضح ، بیان اظهارات خود با صدای رسا و بلند، شمرده و آرام بیان کردن واژه ها، تپق نزدن حین صحبت، داشتن پرستیژ مناسب بعنوان یک سخنران، داشتن محتوای بسیار قوی، توانایی انتقال مطالب به بهترین نحو به مخاطبین، از ویژگی های مهم یک سخنران خوب می باشد.

داشتن فن بیان بعنوان ابزاری کاربردی برای اجرای یک سخنرانی پرمخاطب و پر بیننده بسیار مفید است تا حتی طبق مثال فوق الذکر، اگر احیانا سیستم صوتی دچار مشکل شد و یا در دسترس نبود خللی دراجرای برنامه پیش نیاید.

 

 

 

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۹: شناخت عادات بد و جایگزینی با عادات خوب

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا شناخت عادات بد لازم است؟
  2. چرا باید عادات بد را با عادات خوب جایگزین کرد؟
  3. چرا شناخت عادات بد و جایگزینی با عادات خوب باعث رشد و پیشرفت ما می شود؟
  4. چه می شود اگر می توانستم عادات بد را بدرستی بشناسم و بتوانم آنها را بپذیرم؟
  5. چه می شود اگر می توانستم عادات بد را بپذیرم و با تلاش کنم برای رفع آنها؟
  6. چه می شود اگر بتوانم با شناخت و پذیرش نسبت به تغییر عادات بد خود با عادات خوب اقدام نمایم؟
  7. چگونه می توان عادات بد را شناسایی کرد؟
  8. چگونه می توان با شناخت عادات بد آنها را تغییر داد؟
  9. چگونه می توان با تمرین عادات خوب را جایگزین عادات بد نمود؟
  10. چگونه سه اصل شناخت – قبول – تمرین به ما کمک می کند تا بتوانیم عادات بد را رها کرده و عادات خوب را جایگزین نماییم؟

 

 

فصل ۹ : شناخت عادات بد و جایگزینی با عادات خوب

همه ما ممکن است یک یا چند عادت بد داشته باشیم که به وجود آنها واقف هستیم و با آگاهی درصدد رفع آنها هستیم. این نکته بسیار حاثز اهمیت است. اولین نکته که باید بخوبی به آن توجه کنیم اینست که اگر چندبار سعی کردیم و نتوانستیم آن عادت بد را تغییر دهیم، خود را سرزنش نکنیم و دلسرد و ناامید هم نشویم حتما راه حل درست را نیافته ایم.

مثلا من قبلا بسیار خجالتی بودم و در مقابل هر گونه درخواست، مخالفت یا تحمیلی دچار استرس و برافروختگی چهره می شدم و حتی گاهی مجبور بودم با صدای بلند و لرزان پاسخ دهم. ولی تلاش کردم تا این حالات و عادات بد و مضر که براستی باعث سلب آرامش ام میشد را تغییر بدهم و با استدلال منطقی و بسیار متین و آرام جوابگو باشم. همانطور که می دانیم صرف تنها تصمیم جهت تغییر عادات بد و جایگزینی با عادات خوب نمی توان به نتیجه دلخواه رسید در این زمینه باید تلاش و تمرین مداوم داشت دقیقا همانند شخصی که می خواهد موسیقی یاد بگیرد تا بطور مرتب و منظم و طبق اصول تمرین و تکرار ننماید نمی تواند موفق شود.

روح ما هم مثل جسم مان نیاز به سلامتی و سازندگی دارد باید افکار منفی را از آن دور سازیم تا بتواند شادتر، سرزنده تر گردد.

مسلما هرچه بتوانیم با استفاده از تکنیک های خودشناسی به یاری خود بشتابیم،  از افتادن در دام آفت ها و عادات بد و مضر رهایی پیدا می کنیم.

 

  • عوامل مثبتی که می توانند به رشد و بلوغ جسمی و روانی ما کمک کنند عبارتند از

دادوستد مهر و دوستی ، پرورش میل آموختن، پرورش میل خلاقیت و پرورش دیدن زیبایی ها و نیکی ها

 

  • عوامل منفی که باعث بروز عادات و رفتارهای بد می شوند عبارتند از:

غرورها، عناد بخود، رنجش ها و کشمکش ها و تضادهای درونی

 

بدین ترتیب با کمک تکنیک  شناخت – قبول – تمرین می توان عادات بد و آفتها را با عادات مثبت جایگزین نمود.

 

موضوع کتاب الکترونیکی: پیش بسوی خودیاری

فصل ۱۰: رنجش زدایی

سوالاتی که می توانیم از خود بپرسیم:

  1. چرا رنجش زدایی لازم است؟
  2. چرا باید قبل از اینکه رنجش خود را به طرف مقابل بگوییم، لازم است رنجش زدایی کنیم؟
  3. چرا رنجش زدایی به ما کمک می کند که آرام و منطقی تر فکر کنیم ؟
  4. چه می شود اگر با رنجش زدایی بتوانیم واکنش خود را به تعویق باندازیم؟
  5. چه می شود اگر با رنجش زدایی از خودم بپرسم چه بهتر بود می گفتم و چه بهتر بود می کردم تا رنجش ام کمتر شود؟
  6. چگونه می توان رنجش زدایی کرد؟
  7. چگونه با تمرین رنجش زدایی می توانم واکنش هیجانی خود را به تعویق بیاندازم؟
  8. چگونه میتوانم با تمرین رنجش زدایی به حال خوب خودم کمک کنم؟
  9. چگونه می توانم علی رغم رنجش پیش آمده این تمرین را انجام دهم؟
  10. چگونه می توانم با رنجش زدایی روابط بهتری داشته باشم؟

 

 

فصل ۱۰ :  رنجش زدایی

گاهی اوقات بخاطر توقعات بیجایی که از دیگران دارم دچار رنجش می شوم. مثلا اگر کسی خلاف میل باطنی من عمل کند چون ازش توقع اینگونه برخورد را نداشتم خیلی زود ناراحت می شوم و آزرده دل می شوم. مثلا میروم نان بخرم اگر بیشتر از حد انتظار معطل شوم یا به اشتباه کسی را زودتر از من نان بدهد به غرورم بر می خورد و دچار رنجش می شود و ممکن است علنا اعتراض و داد و فریاد راه بیاندازم یا در دل نسبت به شاطر نانوا کینه به دل بگیرم و حتی دفعه بعد بروم و از جای دیگری نان بگیرم.

همه این رنجش ها ، احساس اجحاف ها، محاوره های درونی، سردردها و عصبیت ها ناشی از خود ایده آلی ماست که با منطق و واقعیت امر سازگاری ندارند و اگر کسی اصطلاحا بما گفت بالای چشمت ابروست فوری بهمون بر می خورد و بینمان شکرآب می شود.

در فصول گذشته در خصوص شناخت تضادهای درونی، عادات بد و جایگزینی آنها با عادات مثبت صحبت کردیم. اگر ریشه یابی کنیم و علت را بفهمیم خیلی راحت تر می توانیم با تکنیک های خودشناسی نسبت به رفع این رنجش ها و کدورت ها بپردازیم.

هنگامی که رنجیده می شویم بهتراست قبل از هر گونه واکنشی از خود بپرسیم: چه بهتر بود می گفتم؟ و چه بهتر بود می کردم؟ با این تکنیک می توانیم واکنش مناسبتری نسبت به موضوع پیش آمده انتخاب کنیم.

رنجش ها باعث درد و اضطراب ما می شوند. تمرین هایی که می توانیم انجام دهیم تا شدت این درد را کمتر کنیم شامل:

  • نوشتن رنجش ها و دیدن سهم خودمان در این رنجش
  • تمرین ابراز مهر اصیل و بدون انتظار
  • تمرین تلقین این جمله که “هیچ چیز اهانت نیست، مگر من اهانتش پندارم.”
  • کم کردن توقعات بی جا از دیگران
  • تمرین تلقین جمله “آدم بد وجود ندارد و آنکه بدش می خوانند یا مریض است ونابالغ یا شرطی و بد عادت “
  • تمرین عفو

بقول ویکتور هوگو: همه فهمیدن همه بخشیدن است.